تبلیغات
آموزش کسب و کار الکترونیکی،تجارت الکترونیکی، بازاریابی مجازی اینترنتیآموزش کسب و کار الکترونیکی

نویسندگان
جستجوی گوگل



در این وب
در كل اینترنت
View Hanieh Ghofrani's profile on LinkedIn


چه رابطه ای بین راهکارهای دیجیتالی و موفقیت کسب و کار الکترونیکی وجود دارد؟ 


راهکارهای دیجیتالی در اینجا عبارتند از دسترسی دانش دیجیتالی، غنای دانش دیجیتالی، دسترسی فرایند دیجیتالی و غنای فرایند دیجیتالی. برای موفقیت کسب و کار الکترونیکی از چهار منبع ارزش آفرینی کارایی، تکمیل کننده ها، تحکیم روابط با مشتریان و شرکای تجاری و نوآوری استفاده شده است.


ظهور فناوری های اطلاعات و ارتباطات جدید از قبیل فناوری های ارتباطات از راه دور، شرکتها، افراد و سازمانها را قادر می سازد تا به کسب و کار الکترونیکی و تجارت الکترونیکی مبادرت ورزند. این سازمانها، فرصتهایی را فراهم می کنند تا منابع و مهارتهایی را که به تنهایی توسط افراد آن سازمان، قابل دستیابی نیستند از طریق منابع بیرون سازمان در دسترس قرار گیرند و طبق تعریف، انجام الکترونیکی کسب و کار است که فرصت ها و مزیت های فراوانی را در اختیار شرکت ها، دولت ها، و هم مصرف کنندگان می گذارد. 


فیلوس و بناهان چنین مطرح می كنند كه اقتصاد دیجیتالی جدید  كه نتیجه پیشرفت های فناوری های شبكه است ، مجموعه جدید از قواعد و ارزش ها را ایجاد می كند كه رفتار عاملان آن را تعیین می كند. این عاملان می توانند بصورت سازمانهای تجاری و غیر انتفاعی و یا دیگر بازیگران بازار یعنی مصرف كنندگان فردی و گروهی، متمایز شوند. بازارهای دیجیتالی، فرصتهای جدید و غیر محدودی را برای كسانی كه در آن كار می كنند، ارائه می دهد . تحقق این فرصتها، چالش های جدیدی را بهمراه دارد. بازیگران در اقتصاد دیجیتال در می یابند كه برای كسب منافع، نگرشها و دیدگاههای سنتی برای انجام كسب و كار، نیاز به تعریف مجدد دارد. در نتیجه، مفاهیم سنتی كسب و كار رها می شود و مفهوم سازمان توسط موجودیت های جدیدی جایگزین می شود كه چالشهای ذاتی این دوره اقتصادی جدید را منعكس می كند. در  جریان انقلاب صنعتی، شركتها به میزان شگرفی، از جوامع یك پارچه روستایی به كانونی از سازمانهای شهری مستقل، تغییر یافت . این در دهه 1980 و 1990، با معرفی فناوریهای اطلاعات و ارتباطات و ظهور سریع پارادایم های كسب و كار الكترونیكی، جهانی تر و بیشتر مبتنی بر همكاری شد. شركت در عصر دیجیتالی، بصورت شبكه ای می باشد یعنی پیوند متقابل بر اساس سطوح مختلف:

•بر اساس سطح زیر ساخت اطلاعات  ( یعنی از طریق اینترانت ها ) 

•بر اساس سطح سازمانی ( مثل رها كردن ساختارهای سرسام آور سلسله مراتبی گذشته و جایگزینی آنها با تیم ها ) 

•بر اساس سطح شایستگیها  ( مثل شبكه سازی مبتنی بر دانش ) 

از بین رفتن مفهوم سنتی سازمان، یكی از نشانهای  اقتصاد آینده است و سازمانها بطور فزاینده ای وابسته به فناوری می شوند . 

در اقتصاد جدید، پایه ارزش آفرینی، بیش از این، روی داراییهای ملموس و قابل سنجش  ، معطوف نیست. بر خلاف سازمانهای سنتی كه ارزش آفرینی به میزان زیادی، از سرمایه گذاری در چیزهای ملموسی مثل كارخانه و ماشین آلات بدست می آمد، سازمانهای عصر دیجیتال  یا "سازمانهای هوشمند"   از قدرت منابع هوشمند از قبیل اطلاعات / دانش، ارتباطات، علائم تجاری و هوشمندی مبتنی بر نوآوری و همكاری استفاده می كنند تا فرصتهای جدید را شناسایی و بهره برداری كنند. 

بعلاوه ،محیطهای نا مطمئن و بسیار متغیر اقتصاد جدید، نیاز به تواناییها و شایستگیهای جدید سازمانی دارد. مزیت رقابتی، بیشتر قابلیت انطباق سازمانی بدست می آید تا كارآیی سازمانی. 

 

فناوریهای سازمان اقتصاد جدید، فناوری هایی هستند كه به شكل دهی جامعه اطلاعاتی كمك كردند یعنی فناوری های اطلاعات، ارتباطات و محتوا ، فضای دیجیتالی واحدی را ساخته اند كه به وسیله ویژگیهای برجسته زیر مشخص می شوند:

اتصال و ظهور محیط های شبكه ای، همكاری متقابل شركتها در عملیات یكدیگر  و حذف مرز سازمانی  و سرعت و كیفیت بهتر جریان اطلاعات و ارتباطات. 

فناوریها و استانداردهای همكاری متقابل ، كلیدی برای كسب و كار الكترونیكی است . نیازمندیهای كسب و كار در اقتصاد دیجیتالی، متنوع و پیچیده است و قابلیتهای تكنولوژیكی، همچنان در حال ظهور است:

1-TCP/IP بعنوان پروتكل شبكه ای حاضر در همه جا و در یك زمان  برای مبادلات باز اینترنتی همراه با HTTP بعنوان پروتكلی برای مبادلات مرتبط با وب عمل خواهد كرد. برای ترمینالهای موبایلی، پروتكل دسترسی بی سیم (wAP )، نقش مشابه قابل توجهی را بازی خواهد كرد .

2-عاملهای هوشمند سیار   به میزان قابل توجهی روش كار سیستمهای پراكنده را تغییر داده است . همه نرم افزارهای عاملی تكامل یافته مبتنی بر جاوا هستند و مزیت چار چوب جاوا را بدست می آورند كه به نظر می رسد برای سیستمها و برنامه های كاربردی عاملی سیار، مناسبترین است. هوشمندی عاملها، بخشی از معماری درونیشان خواهد بود.

3-بخاطر ظهور XML ، سیستمهای پیغام رسانی  ، اخیرا توجه زیادی را به خود جلب كرده است. سیستم پیغام رسانی جاوا  بنظر می رسد كه در میان سیستمهای موجود  مطلوبترین باشد چون در چارچوب  جاوا ارائه می شود و فعالیتهای هماهنگ سازی با COBRA 3 احتمال استفاده اثر بخش آنها را افزایش خواهد داد . XML همچنین نقش قابل توجهی در تعریف پروتكلهای باز ارزش افزوده اینترنت برای كار كردهای كسب و كار الكترونیكی، بازی می كند .

4-در حیطه سیستمهای جریان كار، مفاهیم، چارچوب، معماری و واسطهایی  كه توسط مجموعه مدیریت جریان كار6 پیشنهاد می شود، پایدارترین، قابل پذیرش ترین و واقعی ترین ها هستند . 

 

سازمانها در اقتصاد دیجیتالی با توجه به توسعه های تكنولوژیكی كه در بالا گفته شد، دگرگون شده اند. اقتصاد جدید، " دیجیتال" است و سازمانهایی كه در آن مشاركت می كنند، " بایت را بجای آجر"  جایگزین كرده اند.همچنان كه سازمانها برای "دیجیتالی شدن" آماده می شوند، تنها تعداد كمی از آنها به نظر می رسد كه واقعا تمام استلزامات این انتقال را در فرایندهای كسب و كارشان و روی سازمانشان به اجرا در بیاورند. این انتقال چیزی بیشتر از برقراری ساختاری دیجیتالی را شامل می شود و حتی چیزی بیشتر از توانایی ورود به همكاری مجازی با دیگران را نیاز دارد. شكلهای مجازی سازمانی بنابراین تنها یك عنصر از چیزهای مورد نیاز برای سازمانهای اقتصاد دیجیتال را دارا می باشد. 

استلزامات روند های بالا برای سازمانها به ازدیاد اصطلاحات فنی  كه در ابتدا برای شركتها بكار برده می شد، منجر شده است، واژگانی از قبیل كسب و كار چابك  ، سازمان شبكه ای  ، شركتهای مجازی  ، كسب و كار توسعه یافته  ، سازمان حاكم  ، كسب و كار دانشی  ، سازمان یاد گیرنده، و سازمان هوشمند. هر تعریفی، اختلاف جزئی خود را دارد كه بسته به مشخصه های ویژه یا تركیبی از ویژگیها، بیانگر تاكید خاصی هستند. واژه سازمان هوشمند برای نمونه، برای سازمانهایی استفاده می شود كه دانش مدار هستند، شبكه ای هستند، بطور پویا با كارها و شكلهای جدید سازمانی منطبق می شوند، یادگیرنده هستند و برای ایجاد 

و بهره برداری از فرصتهای از فرصتهایی كه توسط اقتصاد جدید فراهم می شود چابك 

(سریع در انتقال) هستند. نهایتا همه آنها بر نیاز به پاسخگویی به ماهیت متغیر 

اقتصاد دیجیتال، بصورت پویا و نوآورانه تاكید دارند. بهرحال فرصتهای دائما 

در حال تغییر بازار و مشتری در اقتصاد دیجیتال این اطمینان را می دهد 

كه فرمول جهانی واحدی برای توصیف سازمان هوشمند نمی تواند وجود داشته باشد. با وجود این، استیون گلدمن و همكارانش  ، چهار بعد استراتژیك رفتار چابك را كه برای سازمانهای هوشمند بسیار مهم هستند را توصیف كرده است. این ابعاد عبارتند از: 

تمركز بر مشتری

 تعهد به همكاری درون و بین سازمانی

سازماندهی در مقابل عدم قطعیت و تغییر كلان

 توانایی تحت نفوذ و تاثیر قرار دادن افراد (فرهنگ كار آفرینی) و دانش (سرمایه عقلایی)  .

 

قابلیتها و مشاركتهای مبتنی بر همكاری و شبكه برای اكثر سازمانهای تجاری بزرگ و كوچك، به منظور موفقیت رقابتی در بازارهای جهانی بسیار متغیر، امری محوری شده است. امروزه،سازمانهای هوشمند، این توانایی را دارند تا طیف گسترده ای از مشاركتهای مبتنی بر همكاری را تجسم كنند، شكل دهند و حفظ كنند، بدین منظور، نیاز است كه چالش "ظرفیت همكاری" ، به قابلیت اصلی سازمان تبدیل شود.

سازمانها به خاطر ارزش افزوده ای كه در این مشاركتها وجود دارد، در این مشاركتها وارد می شوند، سازمانها با ورود به همكاری با دیگران، اهداف استراتژیك گوناگونی را دنبال 

می كنند، اهدافی مانند: 

•بهینه سازی منابع، تسهیم سرمایه گذاری در مورد زیر ساختار، تحقیق و توسعه، دانش بازار و غیره، و به اشتراك گذاری خطرها، این در حالی است كه روی قابلیتهای اصلی هر شریك تمركز می شود.

•ایجاد هم افزایی  ، بوسیله پیوند دادن قابلیتهای مكمل (یعنی ارائه یك راه حل به مشتری، تا صرفا ارائه یك محصول یا خدمت).

•دستیابی به توده، بصورت سرمایه گذاری، سهیم شدن در بازارها و مشتریان.

•افزایش سود دستیابی، به بازار در زمان كوتاهتر، كیفیت بالاتر، با سرمایه گذاری كمتر. 

شبكه سازی در سطح فناوری اطلاعات و ارتباطات، سازمانها را قادر می سازد تا به سوی شكلهای سازمانهای توسعه یافته و مجازی حركت كنند، این ممكن است كافی نباشد و نیاز است تا سازمان از ساختارسلسله مراتبی سرسام آور به ساختار های تخت و تیم ها تغییر كند. گام بعدی، در بر گرفتن بعد دانش در شبكه است تا افراد را در آن تیم ها قادر سازد تا بطور پویا با یكدیگر پیوند برقرار كنند و اطلاعات و دانش را به اشتراك بگذارند. شكل 2-1 نشان می دهد كه چگونه سازمانهای هوشمند، یك ساختار شبكه ای دارند كه شامل همه سه بعد می شود.

بوكما  (2000، صص 361-371 ) بیان میدارد كه با افزایش رقابت و جهانی سازی، شركتها در یافته اند كه آنچه موفقیت را برای آنها ایجاد می كند، دانش فنی در كسب و كارشان است كه نیاز است برای فعالیتهای ادامه دار، بسیج شوند. تغییرات شگرفی در الگوهای سازمانی در حال ظهور است بطوریكه ساختارهای ایستا و سلسله مراتبی، بسرعت محو می شود و رویكردهای تیم پروژه ای انعطاف پذیر تر بطور گسترده، فراگیر می شود. همچنین موانع سازمانی در حال تضعیف شدن است و بنگاهها باید باشركای تجاری، مشتریان و ارباب رجوع هایشان، بسیار نزدیكتر كار كنند. تیمهای انعطاف پذیر كه شامل اعضایی یك بنگاه یا چند بنگاه هستند، گروهی از افراد را در طول یك پروژه، دور هم جمع می كنند و پس از اتمام پروژه، منحل می شوند.جدا از ائتلاف در دسترس افراد، تیم های جدیدی با اعضای متفاوتی از پروژه های دیگرتشكیل می شوند و اطلاعات و دانشی كه در پروژه های گذشته ایجاد شده است،  به آسانی از بین می رود. همچنین افزایش قابل توجهی در استفاده از دور كاری  بوده است كه علیرغم منفعت آن، جوامع اجتماعی میان كاركنان را در بنگاه سنتی، متلاشی كرده است؛ افرادی كه متكی بر فرهنگ مشترك و دانش و درك مشترك بودند. در نهایت، رشد تصاعدی مثال زدنی اطلاعات و بار اضافی آن، زندگی افراد را بسیار دشوار كرده است. 

در این محیط كاری منعطف و پویا، آموزش و راهكارهای منعطف و پویا نیاز است تا به فرد، كمك كند تا بطور اثر بخش، اطلاعات و دانشی را كه ایجاد می كند با دیگر اعضای تیم به اشتراك بگذارد. این اطلاعات و دانش، نیاز است كه به شیوه ای درونی، سازماندهی شود و برای هدایتگری به شكلی ساده در آیند، همچنین منبع و شرایط اصلی آن اطلاعات و دانش، نیاز است كه روشن شود تا به كاربر اجازه دهد تا زمانیكه از این منابع، دوباره در شرایط دیگری در كار جدیدی استفاده می كند، بطور صحیح، آن منابع را تفسیر كند.

 


 



طبقه بندی: آموزش کسب و کار الکترونیکی،  کسب و کار الکترونیکی موفق ، 
برچسب ها: کسب و کار الکترونیکی، آموزش،  
[ پنجشنبه 26 شهریور 1394 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ هانیه غفرانی ]
.: Weblog Themes By Ebusinesscenter :.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :