تبلیغات
آموزش کسب و کار الکترونیکی،کسب و کار اینترنتی،سئو و بهینه سازی سایت، بازاریابی مجازی اینترنتی-هانیه غفرانی - مطالب استراتژی کسب و کار الکترونیکی
منوی اصلی
آموزش کسب و کار الکترونیکی،کسب و کار اینترنتی،سئو و بهینه سازی سایت، بازاریابی مجازی اینترنتی-هانیه غفرانی
آموزش کسب و کار الکترونیکی,تجارت الکترونیکی،E-BUSINESS، بهینه سازی سایت،سئو
  • هانیه غفرانی سه شنبه 27 مرداد 1394 07:46 ق.ظ نظرات ()


    رقابت دیجی کالا و بامیلو


    بخش اول ) دیجی کالا

    فروشگاه اینترنتی دیجی کالا برای اکثر کاربران اینترنت ایران شناخته شده است.دیجی کالا که استارت اولیه خود را از سال 85 و با فعالیت محدود در زمینه فروش اینترنتی آغاز کرده توانسته با فعالیت مداوم و تحسین برانگیز در طی مدت 8 سال خود را به عنوان بزرگترین،معتبرترین و پردرآمدترین فروشگاه اینترنتی ایران تبدیل کند؛ به گونه ای که نشریه اکومونیست در گزارشی از کسب و کارهای اینترنتی ایران،ارزش دیجی کالا را بیش از 29 میلیون دلار برآورده کرده و جایگاه نخست کسب و کارهای اینترنتی در ایران را با اقتدار به این مجموعه عظیم واگذار کرده است ( پس از دیجی کالا کافه بازار با ارزش 8 میلیون دلار و سایت شبکه تبلیغات با ارزش 3 میلیون دلار در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. )

    عملکرد بی نقص دیجی کالا در این چند سال اخیر به گونه ای بوده که توانسته اعتماد و اعتبار زیادی در میان کاربران اینترنت ایران کسب کند و در میان کسانی که تاکنون از این سایت خریدی نداشته اند حس مثبتی ایجاد نماید.چرا که سایتی با فروش روزانه بیش از 1 میلیارد تومان در ماه گویای حضور یک برند معتبر اینترنتی در ایران می باشد.

    بخش دوم ) بامیلو

    فروشگاه اینترنتی بامیلو که در تیرماه سال جاری فعالیت خود را آغاز کرد نخستین پروژه کمپانی جهانی راکت اینترنت در ایران می باشد.راکت اینترنت که توسط برادران ساویر در اروپا اداره می شود با هدف پیاده سازی کسب و کارهای اینترنتی موفق دنیا در سایر کشورها توانسته تا کنون درآمد قابل توجهی کسب کند.این کمپانی در ایران با سه سایت بامیلو،موزاندو و بدو فود کار خود را آغاز کرده است.آنچه که تاکنون توانسته سبب برتری بامیلو نسبت به بسیاری از فروشگاه اینترنتی باسابقه در کشور باشد به چهار عامل زیر ارتباط دارد:

     

    1- پشتوانه مالی عظیم راکت اینترنت

    2-تجربه بسیار زیاد تیم مدیریت

    3-محصولات متنوع و باکیفیت

    4-طرحهای خلاقانه تشویقی و تخفیفی خرید

     

    بخش سوم ) آغاز رقابت میان دیجی کالا و بامیلو

    از آغاز فعالیت بامیلو تا کنون به طور شگفت آوری شاهد تبلیغات انبوه این سایت در میان اکثر سایتهای پربازدید و معتبر ایرانی بوده و هستیم.با یک حساب سرانگشتی می توان فهمید که بامیلو در هر ماه بیش 50 میلیون به طور حداقل برای تبلیغات خود هزینه می کند.دو تبلیغ بنری در ورزش 3، خبرگزاری های مطرح کشور همچون خبرآنلاین، فیس نما،یوتیوب و بسیاری سایتهای دیگر شاهد بنرهای مختلف و موضوعی بامیلو هستیم.البته بامیلو در کنار این تبلیغات انبوه و پرهزینه که توانسته سایت خود را در کمتر از 1 سال به رتبه 48 سایتهای پربازدید ایرانی برساند از تیم مدیریتی قوی و باتجربه برخوردار است.طرح های تشویقی خرید و تخفیف ها،طراحی بنرهای تبلیغاتی حرفه ای،فعالیت حرفه ای در شبکه های اجتماعی بخشی از عوامل موفقیت این سایت می باشد.

    اما با مرور فعالیت چند ماهه این سایت و تغییراتی که در دیجی کالا مشاهده کردیم می توان بیان کرد که دیجی کالا تا مدتها خطری از سوی هیچ سایت مشابه ایرانی حس نمی کرد.یکه تازی غیر قابل انکار دیجی کالا سبب شده بود که تا مدتها شاید عملکرد یکنواختی از این مجموعه باشیم.گرچه همین عملکرد یکنواخت با کیفیت و اثربخشی بالا انجام می شد اما با تولد بامیلو،دیجی کالا خطر کاهش جایگاه خود را طبق آمار حس کرده و یا با درایت توانسته با پیش بینی آینده،برنامه های پیشگیری از کاهش جایگاه خود را آغاز کند.

    در چند ماه اخیر دو تغییر عمده در برنامه های مارکتینگ دیجی کالا مشاهده کردیم:

     

    1-افزایش تبلیغات دیجی کالا در سایتهای معتبر ایرانی و آغاز تبلیغات محیطی ( در ایستگاه های مترو )

    2-افزایش تنوع محصولات خود

     

    اکنون دیجی کالایی که زمانی فقط کالاهای دیجیتال را عرضه می کرد به فروش محصولات آرایشی-بهداشتی،محصولات فرهنگی و ... نیز روی آورده است.رقابت این دو مجموعه برای تبدیل شده به یک ebay در ایران سبب افزایش کیفیت خدمات رسانی آنها و افزایش وسعت فعالیت های آنها شده است.

    البته در ظاهر بامیلو در ارائه برنامه های خلاقانه تشویقی خرید نظیر " طرح هفته طلایی " از دیجی کالا پیش افتاده است اما دیجی کالا نیز با طرح هایی همچون " ارسال رایگان در روز آسمان پاک " سعی می کند از رقیب جدید خود عقب نماند.

    گرچه از آمارهای فروش این دو مجموعه اطلاع دقیقی نداریم اما بدون شک بامیلو نیز به یکی از سایتهای پردرآمد ایرانی تبدیل شده که با توجه به مالکیت غیر ایرانی آن امید داریم سایر کسب و کارهای اینترنتی کشورمان با الگوبرداری از مجموعه های موفقی چون دیجی کالا و بامیلو بتوانند رونق بیشتری به فضای کسب و کار خود بدهند



    آخرین ویرایش: سه شنبه 27 مرداد 1394 12:16 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هانیه غفرانی جمعه 23 مرداد 1394 09:57 ب.ظ نظرات ()

    کسب و کار الکترونیکی

    «می خواهید کاربران یا بازدیدکنندگان وب سایت شما چه کاری انجام دهند؟»

     تبدیل بازدیدگنندگان به پول کلید موفقیت یک کسب و کار آنلاین است. مهم نیست که ترافیک وب سایت شما چقدر بالا باشد اگر نتوانید ماموریت خود را در تبدیل این پتانسیل به پول به خوبی انجام دهید درآمد کافی نخواهید داشت و بدیهی است که کسب و کار شما به خاطر عدم سود دهی به زودی تعطیل می شود.

    و در این شرایط باید ببینید بهترین مدل برای کسب درآمد شما چیست. روند تبدیل کاربر به درآمد می تواند شامل ثبت نام در وب سایت برای دریافت خبرنامه، انجام یک ممیزی از فعالیت های کاربران و درآمد کسب شده، ارائه کتاب های الکترونیکی به صورت PDF، ترغیب کاربران به دیدن یک ویدیو یا خرید یک محصول، یا حتی فروش اطلاعات، اشتراک اطلاعات و معرفی محصولات و هر کاری باشد که شما را در رسیدن به هدف کسب و کارتان کمک کند.

    عوامل زیادی در افزایش نرخ تبدیل وجود دارد و هر کسب و کاری برای خود روش ها و استراتژی ها منحصر به فردی دارد تا به این ترتیب نرخ تبدیل کاربر-درآمد را افزایش دهد و این قانون برای شما و وب سایت شما هم صدق می کند.

    بازار مختص خود را بیابید. لازم است روی این استراتژی ها کار کنید و همه چیز را با این محور بهینه سازی کنید تا سود مناسب و کسب و کاری پایدار داشته باشید.

    گذشته از تفاوت هایی که در هر کسب و کار و وب سایتی وجود دارد عواملی هستند که نقشی کلیدی در افزایش نرخ تبدیل کاربران به درآمد دارند. در این مقاله تعدادی از مهمترین و تاثیرگذارترین آنها را بررسی می کنیم. این ها عناصری هستند که می توانند به هر وب سایتی کمک کنند.


    می توانید بر افزایش تعداد بازدیدکنندگان خود تمرکز کنید و تلاش کنید بازدیدکنندگان بیشتری داشته باشید و به این ترتیب از تعداد کلیک های بیشتری که خواهید داشت خوشحال شوید اما هیچ کسب و کاری نمی تواند با چشمان بسته فقط تعداد بازدیدکنندگان خود را افزایش دهد و هر ماه به این دلیل هزینه های زیادی را متقبل شود. فقط به این امید که از این تعداد بالا عده ای مشتریان او باشند. در نهایت با افزایش تعداد بازدیدکنندگان به نقطه شکستی می رسید که ناشی از هزینه سرسام آور ترافیک بالا است و هزینه سرور یا سرور های وب سایت سود دهی وب سایت را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

    خوشبختانه راه هایی هست که می توانید به کمک آنها بر مشتریان سود ده خود تمرکز کنید افرادی که اهل عمل هستند یا بهتر بگوییم می توانید آنهایی را که مشتری هستند به سمت وب سایت خود جذب کنید. افزایش ترافیک و تعداد بازدیدکنندگان مانند غذا دادن به یک چهارپای گرسنه سیری ناپذیر است و از این بازار نمی توانید بیش از آن چه که هست کسب درآمد کنید. بنابراین بسیار مهم است که بر مشتری هدف خود تمرکز کنید.

    افزایش نرخ تبدیل بازدیدکننده به پول (افزایش درآمد به هزینه) در هر کسب و کاری بزرگترین تاثیر را در موفقیتش دارد و مهمترین کار شما این است که در این زمینه با چشمان باز عمل کنید. نرخ تبدیل بالا به این معنی است که از میان بازدیدکنندگان مشتریان زیادی دارید که آینده کسب و کار شما را بیمه خواهند کرد. و به این ترتیب است که می توانید کسب و کار آنلاین پایداری داشته باشید. با این رویکرد می توانید مشتریان بیشتر و درآمد بیشتری داشته باشید بدون اینکه مجبور باشید هزینه های سرسام آوری بپردازید.

    همه وب سایت ها معمولاً حداقل یک هدف برای ایجاد نرخ تبدیل دارند هر چند این عمل به صورت آگاهانه انجام نشود. ولی هر هدفی از این دست باید حداقل یک بار مورد آزمایش قرار گیرد. متداول ترین وب سایت هایی که به سادگی بالاترین نرخ تبدیل را دارند و می توانند بیشترین درآمد را از ترافیک خود داشته باشند عبارتند از:

    • وب سایت های تجارت الکترونیک (مانند فروشگاه های آنلاین)
    • وب سایت های با قابلیت اشتراک (مانند شبکه های اجتماعی)
    • وب سایت های پیشرو (مانند گوگل که هر از چند گاهی خدماتی عرضه می کند و از رقبای خود همیشه یک سر و گردن جلوتر است.

    کسب و کار الکترونیکی

     سه مورد از برترین اتواع وب سایت هایی هستند که به صورت ذاتی رویکردی به سمت ایجاد نرخ تبدیل بازدیدکننده به درآمد بالا دارند، اما تقریباً همه وب سایت ها می توانند از بالاتر رفتن این نرخ سود ببرند، حتی اگر در وب سایت خود هیچ چیزی را برای فروش نداشته باشید. نرخ تبدیل فقط مربوط به فروش نیست. می تواند تشویق بازدیدکنندگان به کاری باشد که برای کسب و کار شما ارزشمند باشد. و این با یک پرسش ساده ولی مهم شروع می شود:

    مهمترین عوامل موثر در نرخ بهره کاربران به درآمد

    • تجزیه و تحلیل و آزمایش
    • دیدگاه های مشتریان
    • کارایی و قابل استفاده بودن
    • اینرسی
    • قابلیت اطمینان و اعتبار
    تجزیه و تحلیل و آزمایش

    برای بهینه سازی وب سایت، تجزیه و تحیل و آزمایش خود به تنهایی مهمترین و بزرگترین عامل است که می تواند به موفقیت و سود دهی منجر شود. بدون اینکه بدانید کجا هستید چگونه می توانید برای رسیدن به مقصد برنامه ریزی کنید، چه برسد به آنکه بخواهید به آن برسید. بسیار حیاتی است که نرخ تبدیل خود را بدست آورید و بدانید که چند درصد از کاربران شما ارزشی خلق می کنند و کل این ارزش چقدر است. با توجه به بازاری که در آن فعالیت می کنید باید بدانید که چقدر از مشتریان هدف خود را یافته اید یا توانسته اید آنها را به سمت وب سایتتان هدایت کنید.

    دیدگاه های مشتریان

    درکی عمیق از مشتریان و بازاری که مختص به شماست ضروری است تا بتوانید درباره کاربران خود تصمیم درستی بگیرید. باید نسبت به خواسته های آنان دقیق و حساس باشید باید متوجه باشید با چه کسانی روبرو هستید و در فرایند خرید از زمانی که مشتری تصمیم به خرید می گیرد تا رمانی که فرایند تکمیل می شود نقش شما تعیین کننده است با بی توجهی به راحتی می توانید نرخ کاربر به درآمد خود را به خطر بیندازید. این باید بخشی از استراتژی شما باشد.

    کارایی و قابل استفاده بودن

    اگر فقط روی کارایی و قابل استفاده بدون وب سایت خود کار کنید، خواهید دید که در نرخ تبدیل کاربر به درآمد نتایج بهتری کسب خواهید کرد. فقط با برداشتن موانع و ساده سازی روند انجام کار در وب سایت تان به کاربران خود کمک کرده اید کارهای خود را به ساده ترین شکل ممکن و بدون اذیت شدن انجام دهند به این ترتیب آنها در میانه راه وب سایت شما را ترک نمی کنند و این تجربه مطبوع را به خاطر خواهند داشت. به کاربران خود کمک کنید، تا به جیب خود کمک کرده باشید.

    اینرسی

    کاربرانی که وارد وب سایت شما می شوند برای کلیک کردن در مسیری که برای شما ارزش آفرینی می کند فکر می کنند. به عبارت دیگر یک اینرسی در برابر اقدام کردن دارند این اقدام همانطور که قبلاً هم گفته شد می تواند خرید کردن یا هر چیز دیگری که برای کسب و کار شما ارزشمند است باشد. در این میان طراحی وب سایت، بهینه سازی، رنگ هایی که استفاده می کنید، شعار، بنری که طراحی می کنید و… همه باید در مسیری باشند که به کاربر کمک کنند بهتر تصمیم بگیرد و روی مسیر درآمد زایی شما کلیک کنند. باید این اینرسی را کم کنید یا تصمیم گیری را برای او ساده کنید و سرعت عمل او را افزایش دهید. باید از پیچیدگی زیادی پرهیز کنید و مسیر را برایش مشخص و آماده کنید تا نرخ تبدیل بالایی داشته باشید.

    اعتماد و اعتبار بالا

    نمی توان به نرخ تبدیل کاربر-درآمد بالا فکر کرد اما روی جلب اعتماد مشتری کار نکرد. این عاملی که به شما کمک کند نیست بلکه یک پیش نیاز و بسیار ضروری است. نمی توانید کاربری را که به شما اعتماد ندارد وادار به خرید کنید. این اصلی ساده و روشن است که کسی درباره آن شک ندارد.

    با کار کردن و بهینه سازی وب سایت با توجه به عواملی که گفته شد می توانید وب سایت بهتری داشته باشید اما این فاکتور ها باید در جهت رسیدن به هدف کسب و کار یا سازمان شما سازماندهی شوند تا مشتریان خاص خود و بازار خاص خود را به بهترین شکل ممکن هدف قرار دهید و سود در خوری کسب کنید. فراموش نکنید رقابت سخت و نفس گیری در دنیای مجازی در جریان است و آنهایی برنده هستند که با چشم باز عمل می کنند و قواعد بازی را رعایت می کنند.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 25 مرداد 1394 10:40 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هانیه غفرانی جمعه 23 مرداد 1394 09:46 ب.ظ نظرات ()

    it is probably not because of the quality of the coffee.

    مقاله مرتبط با کسب و کار الکترونیکی

    آموزش کسب و کار الکترونیکی

     The quality of the coffee is not really that important. There are other psychological and emotional reasons why Starbucks is so successful worldwide.

    After all, contrary to what most people believe, we all make purchase decisions emotionally and then (sometimes) justify them rationally. This is true in B2B and B2C, it is true for $1 or for $1 Billion purchases. And it is critical for all marketers to understand.

    Is Starbucks Coffee of Better Quality
    When Starbucks launched, there were not very many places in the US where you could get espresso-based coffee like Lattes or Cappuccinos. this was a big part of Starbucks’ novelty.

    Starbucks takes pride in their own roast, which is darker than most coffee shops – in between normal roast and French (espresso) roast which results of more of the oils coming out of the bean and caramelizing but also slightly more bitter taste. Just recently Starbucks started selling its blond roast, which offers a more traditional flavor.

    Given the company size, it would be difficult to maintain top quality, even if they tried. In general, most people who know about coffee would agree Starbucks is never as good as fresh roasted premium coffee you can get at many small coffee shops. One exception is the coffee you can find at certain Starbucks locations that use the Clover brewing machine, which is quite good.

    Blind taste tests have shown the average American prefers Dunkin Donuts or McDonald’s coffee to Starbucks coffee.

    So why are so many people addicted to Starbucks? There is nothing extraordinary in their coffee beans, and no special coffee or extra ingredients that that produce addition aside from caffeine. Their success, and customers’ addiction with the brand does not come from the coffee…

    Coffee Experience is more Important than Actual Coffee Quality.

    Three main factors contribute:

    1. Coffee Buying Experience. Howard Shultz (Starbucks Founder) spent a lot of effort not only in the beverage itself but in the entire coffee buying experience.

    This is why Starbucks locations around the world consistently have a good atmosphere, indirect lighting, relaxing music in the background, great aromas, and friendly ‘baristas‘.

    This is also why their coffee has unique names. At Starbucks you don’t order a simple black coffee, you order a Pike Place blend venti. Rites, names and processes are important part of customer experience.

    2. Personal Reward . Psychologists believe a big part of Starbucks’ success comes from the desire to reward yourself. Before a long day of work, you deserve to treat yourself to a nice Grande Cappucino. It’s a little daily splurge that most people can afford.

    Behavioral psychologist Dan Ariely has proven how our brain tricks us into enjoying things more if we believe they are better. This means that even if the coffee at Starbucks is not actually scientifically better than the average coffee, the combination of the brand, the experience and your belief that it is probably better makes your brain actually taste it as better coffee and enjoy it more than an average coffee. This is why blind tests are important, because your taste buds will go with your brain bias.

    In other words, perception is reality.

    3. Familiarity – When you are running to work, and you need your morning Joe, it is hard to think about multiple coffee shops, evaluate them and decide on one. The default answer to ‘morning coffee’ is ‘Starbucks’. This is the power of branding and positioning.

    When you are in a different city, going to Starbucks is lower risk: you know the coffee is OK (at least, or at least you think that), you know what to expect, you know they probably also have pastries and other items you may be looking for. It is a decision with lower risk than going to an unknown place that may or may not have good coffee.

    So no, Starbucks does not have better coffee, but it will taste better for you if you believe it. I drive an extra 5 minutes to get to the best coffee I can find, but I am as susceptible to my brain driving and my emotions driving my buying decisions as anyone else.

    Commodities and Differentiation

    Before Starbucks, Coffee was a commodity. Most restaurants or diners would sell a cup for about a buck. It was a commodity. Coffee was just coffee. After all, coffee beans are traded in commodities markets around the world with fairly standard pricing.

    And yet, Starbucks charges $2, #3 up to $6 for a cup of coffee that has the same basic commodity ingredients. The genius of Howard Shultz was looking at emotions and experience to create value for customers.

    A commodities market is one where marketers have run out of ideas to create value for customers.

    The most important lesson is that marketing, brands and experiences create real value for customers beyond the intrinsic value of the product.

    CMOs and Marketing Leaders should ask themselves: Do I understand how my products make your customer 
    feel? Have I explored all the emotional and experiental ways to create differentiated value around our products
    and services


    Enjoy your next cup
    e-business






    آخرین ویرایش: چهارشنبه 4 شهریور 1394 10:13 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هانیه غفرانی یکشنبه 4 مرداد 1394 05:50 ب.ظ نظرات ()

    کسب و کار ایمیل مارکتینگ

    همه چیز در مورد طراحی عنوان ایمیل

    خیلی از کاربران، گمان می‌کنند قسمت "موضوع" در هنگام نوشتن ایمیل، قسمتی است که فقط باید با یکی دو کلمه، پر شود و مهم، خود متن ایمیل است. متاسفانه باید گفت این تصور خصوصا در ایمیل مارکتینگ، همان‌طور که در ادامه می‌بینیم، یک تصور کاملاً اشتباه است. قبل از هر چیز، برای پی بردن به اهمیت انتخاب موضوع مناسب برای ا‌یمیل‌، به یک مثال می پردازیم. فرض کنید یک روز صبح، ایمیل خود را باز می‌کنید و می‌بینید مثل عکس زیر، چندین ا‌یمیل در صندوق ورودی خود دارید. کدامیک از این ایمیل‌ها حس کنجکاوی شما را بیشتر بر می انگیزد؟ کدام‌ یک را زودتر باز می‌کنید؟

    بدون شک، ایمیل شماره ۲ را قبل از همه باز می‌کنید؛ چون می‌دانید در مورد چه چیزی می‌خواهد صحبت کند. روشن است که اولین برخورد گیرنده با ایمیل‌ت شما، برخورد با موضوع ایمیل است و چون بنا به اعتقاد خیلی‌ها، "اولین برخورد، تاثیرگذارترین برخورد است"؛ پس باید در انتخاب موضوع ایمیل، نهایت دقت را به کاربرد. در ادامه، به چند نکته در مورد انتخاب موضوع مناسب، اشاره خواهد شد.

      1. موضوع ایمیل باید به خوبی گویا باشد

        به طوری که گیرنده آن، تنها با نگاه کردن، متوجه متن ایمیل شده و هدف‌ ما را از ایمیل مارکتینگ متوجه شود. فرض کنید طرف مقابل‌ مان، روزانه ده‌ها و یا صدها ایمیل از افراد مختلف دریافت می‌کند. امکان این که این شخص، وقت کافی برای خواندن همه آن ها را داشته باشد، بسیار پائین است. بنابراین موضوع ایمیل باید به اندازه کافی گویا باشد که توجه گیرنده را به خود جلب کند و آن را باز کند. خیلی وقت اسن که دیگر موضوعاتی مانند "سلام"، "خسته نباشید"، "یک سوال"، "راهنمایی"، "یک خواهش" و… گیرنده را برای باز کردن ایمیل کنجکاو نمی‌کند و لذا چنین ایمیل‌هایی به جمع ایمیل‌های خوانده نشده اضافه می‌شوند.

          2.  موضوع ایمیل باید کوتاه باشد

            چون اولاً بعضی از سرویس‌دهنده‌های ایمیل، فقط چند کلمه اول موضوع را در لیست ایمیل‌های جدید، نمایش می‌دهند و دوم این که، ممکن است گیرنده، به دلیل تعداد بالای ایمیل‌های دریافتی، حوصله کافی برای خواندن موضوع‌های طولانی را نداشته باشد. به عنوان مثال می توان، به جای "بیست و هشتمین کنفرانس ملی …"، از "۲۸امین کنفرانس …" استفاده کرد؛ یعنی ارقام موجود در موضوع را به عدد بنویسیم. باید به این نکته هم توجه داشت که برای کوتاه ماندن موضوع، در صورت امکان نباید از صفت و قید در موضوع ایمیل استفاده کنیم.

              3.  از نوشتن موضوع‌های دروغ و بی ارتباط با متن ایمیل خودداری کنید

                بارها و بارها ایمیل‌هایی را دریافت کرده‌ایم که موضوع آن‌ها هیچ ارتباطی به خود ایمیل نداشته است و همین باعث شده حس منفی نسبت به فرستنده پیدا کنیم و نسبت به این سبک ایمیل مارکتینگ ها بدبین شده ایم.

                  4. عدم استفاده از علامت هایی مثل "!!!!!!!!!!!!!!"

                    هیچ‌ وقت از علامت‌های تعجب‌ پشت سر هم، برای نشان دادن تعجب و یا جلب توجه گیرنده ایمیل، استفاده نکنید. این کار علاوه بر شلوغ کردن موضوع ممکن است باعث پرت شدن حواس گیرنده ایمیل شود.

                      5.  سعی کنید موضوعات به صورت جملات بلند خبری نباشند

                        چون خود "فعل" و "فاعل" این نوع جمله‌ها، باعث طولانی‌تر شدن موضوع می‌شوند. با وجود این استفاده از جمله‌های پرسشی، نه تنها اشکالی ندارد بلکه گاهی باعث افزایش جلب توجه و علاقه گیرنده ایمیل هم می‌شود.

                          6. با توجه به کسب و کارتان شما باید برای محتوای متفاوت عناوین متفاوتی ایجاد کنید

                            برای هر بخش از کمپین تبلیغاتی خود عناوین خاصی در نظر بگیرید و در ایجاد عنوان ایمیل خود خلاقیت داشته باشید. عنوان و موضوع امروزه نقش فوق العاده ای در ایمیل مارکتینگ ایجاد می کند زیرا اولین بخش از محتوای شماست که چشم خواننده به آن می افتد. در واقع دلیل آن که بیشتر بازاریابان نتیجه مطلوبی را از کانتنت مارکتینگ خود به دست نمی آورند این است که بسیاری از مشتریانشان با عناوینی که به دستشان می رسد و یا موضوعاتی که در ایمیل های تبلیغاتی می خوانند، ارتباط برقرار نمی کنند. پس بهتر است به جای پرداختن به تولید محتوای زیاد به هدفمان از تولید محتوا فکر کنیم. بسیاری از بازاریابان قبل از تولید یک محتوا حدودا 25 نوع عنوان مختلف را برای آن انتخاب می کنند و از بین آن ها موثرترین را با مشورت دیگران انتخاب می کنند. گاهی اوقات به نظر می رسد که نیازی نیست این مقدار زمان صرف انتخاب عنوان مناسب کنیم ولی به شما اطمینان می دهم که هم در بالا رفتن نرخ باز شدن ایمیل های تبلیغاتی و همچنین پائین آمدن نرخ اسپم بسیار تاثیرگذار است.

                              7. شخصی سازی ایمیل ها در عنوان ایمیل

                                اکثر کاربران ایمیل زمانی که ایمیلی با نام خود و یا شرکتشان دریافت می کنند،احساس خوشایندی پیدا می کنند و ناخودآگاه ایمیل را باز می کنند. 

                                  8. از ابزار هوشمندی مثل فوریت یا  اورژانس در موضوع ایمیل خود استفاده کنید

                                    آزمایشی که در این زمینه انجام شده نشان داده، آفرهای اورژانسی که با اطلاعات پیگیری مثل نحوه ثبت نام، نحوه خرید، زمان باقی مانده و غیره همراه بوده اند تا 25 % بیشتر مشتریان را جذب خرید کرده است.

                                      9. سعی کنید عنوان موضوع ایمیلتان دقیق و هوشمندانه باشد اما فریبنده نباشد

                                         مثلا جمله "شما 1000 دلار برنده خواهید شد" جمله فریبنده و بی پایه های است. اگر ایمیلتان عناوین گول زننده ای داشته باشد حتی اگر از فیلتر CAN-SPAM  عبور کند کاربران آن را اسپم خواهند کرد. مثلا اگر در ایمیل شما بن تخفیفی وجود دارد جمله ای مشابه " خرید بعدی 20% ارزان تر" مناسب است. سعی کنید از کلماتی مانند "رایگان"، "پشتابید" و استفاده از حروف بزرگ(در صورت استفاده از حروف انگلیسی) و غلط املایی بپرهیزید زیرا کاربران را به اسپم کردن تشویق می کند.


                                        10. نمایش نام شرکت و یا برند شما برای شناساندن شما به گیرنده
                                        استفاده از یک آدرس فرستنده قوی و واحد در خط موضوع می تواند انسجام ایمیل های ارسالی شما را افزایش داده و مشترکین معتمد بیشتری را برای خود جمع کنید در این صورت درصد اسپم شدن ایمیل های شما نیز پائین می آید.
                                         

                                          11. همیشه موضوعات خبرنامه ها را پیش از ارسال تست کنید

                                             10% از لیست ایمیل خود را جدا کرده آن را به دو بخش تقسیم کنید، دو عنوان موضوع برای خبرنامه خود انتخاب کنید، برای هر دسته یکی از عنوان ها را ارسال کنید. نتایج به دست آمده می تواند کمک بسیار زیادی در انتخاب عنوان موضوع برای 80% باقی مانده از لیست ایمیلتان کند.

                                            آیا شما به خط موضوع یا subject line اهمیت زیادی نمی دهید؟

                                            انتخاب موضوع قاعده بسیار مهمی است که باید با ظرافت برای آن وقت گذاشته شود. اولین کلمات خبرنامه شما که دیده می شود همین خط موضوع شما است. خط موضوع میزان بازدید از landing page  شما را نیز تعیین می کند. زیرا شما با این یک خط به خواننده می گویید دقیقا راجع به چه چیزی صحبت می کنید و نوع کسب کارتان در قالب چند کلمه توصیف می شود.

                                            آخرین ویرایش: چهارشنبه 28 مرداد 1394 08:25 ق.ظ
                                            ارسال دیدگاه
                                          1. هانیه غفرانی چهارشنبه 24 تیر 1394 07:14 ب.ظ نظرات ()

                                            استراتژی یکپارچه شبکه های اجتماعی و پست الکترونیک

                                            رشد سریع شبکه ها و رسانه های اجتماعی تحت وب (Social Media) در سال های اخیر، ابزارهای جدید جالبی را در اختیار بازاریابان قرار داده است. این ابزارها می توانند در راستای ارتباط بهتر با مشتریان و مخاطبان بالقوه آنها مورد استفاده قرار گیرند.

                                            علاوه بر آن، تاکتیک های بازاریابی قدیمی تر نظیر بازاریابی پست الکترونیک که از جایگاه ویژه ای برخوردار بودند، نیز کم کم از دور خارج شده و جای خود را به رسانه ها و شبکه های اجتماعی سپرده اند چرا که این تاکتیک ها، کانال های یک طرفه ای بودند که روزبروز تمایل و توجه مصرف کنندگان به آنها کم تر و کم تر میشد.

                                            در حال حاضر شبکه های اجتماعی نظیر Facebook، Twitter و Linkedin تبدیل به کانال های ارتباطی دو طرفه ای شده اند که بازاریابان می توانند بیشتر از صحبت کردن، در آن به دیگران گوش فرا دهند و با مشتریان و مخاطبان بالقوه خود در ادامه یک سری مکالمات و مباحث حرفه ای، ارتباط برقرار نمایند. این مسئله و بدنبال آن استفاده رو به گسترش شبکه های اجتماعی، سبب گردید پست الکترونیک نیز مجددا تبدیل به قوی ترین کانال بازاریابی اینترنتی گردد.

                                            رسانه های اجتماعی علاوه بر ارائه کمپین های پست الکترونیک (برنامه های منسجم و زمانبندی شده) که برای به اشتراک گذاشتن پیام های بازاریاب ها با مخاطبین آنها بکار می روند، گزینه های دیگری را نیز در اختیار بازاریاب ها قرار می دهند. انعطاف پذیری موجود در رسانه های اجتماعی، سبب کاهش ارسال ایمیل های خسته کننده به مخاطبین خواهد شد و این امکان را نیز به بازاریاب ها می دهد که تعداد ایمیلهایی که نیاز به ارسال دارند را محدود نموده و اطمینان حاصل کنند که هر ایمیل یا خبرنامه ارسالی شخصی تر، هدفمندانه تر و مرتبط تر با لیست پست الکترونیک آنها تهیه و ارسال شده است. علاوه بر آن، استفاده از رسانه های اجتماعی، مصرف کنندگان و خریداران را بیشتر از قبل با صندوق پستی خود درگیر نموده است. 42٪ کاربران رسانه های اجتماعی می گویند که بیشتر از 4 بار ایمیل خود را در روز چک می کنند، در حالیکه این رقم در مورد کاربرانی که از رسانه های اجتماعی استفاده نمی کنند معادل 24٪ است (Merkle-2011). این در حالی است که طبق گزارش SilverPop ارائه دهنده خدمات پست الکترونیک، قطعا کاربران شبکه های اجتماعی محتوای ایمیل های دریافتی خود را با شبکه شخصی و دوستان خود به اشتراک می گذارند.

                                            افزودن دکمه های به اشتراک گذاری (Social Sharing) در پیام های پست الکترونیک، میزان دسترسی به یک پیام پست الکترونیک را تا 24.3٪ بطور متوسط افزایش داده است. در نتیجه بازاریاب های قدرتمند، به درستی درک کرده اند که پست الکترونیک و رسانه های اجتماعی کانالهای رقابتی نیستند بلکه مکمل هم می باشند.

                                            ویژگی های منحصر بفرد رسانه های اجتماعی نظیر دسترسی انبوه، قابلیت انتشار و امکان مکالمه و ارائه گسترده اطلاعات به دور و نزدیک، به شما کمک می کند ارتباط بهتر و قوی تری را با مشتریان و مخاطبان بالقوه خود برقرار کنید و بازاریابی پست الکترونیک نیز می تواند از طریق ارسال پیام های هدفمندانه و شخصی شده، به تقویت این ارتباطات کمک کند.

                                            برای بدست آوردن حداکثر نتیجه از بازاریابی پست الکترونیک و رسانه های اجتماعی، نباید به این دو تاکتیک همانند دو قطاری نگاه کنید که روی ریل های جداگانه حرکت می کنند. بهترین نتایج زمانی بدست می آید که استراتژی بازاریابی شما، رسانه های اجتماعی و بازاریابی پست الکترونیک را به نحوی با هم ادغام کند که سبب رشد و افزایش مخاطبان، به اشتراک گذاشتن اطلاعات شرکت، تبدیل مخاطبان بالقوه به مشتری و بهبود ROI کمپین یا برنامه بازاریابی گردد.




                                            منبع: محمود بشاش

                                            آخرین ویرایش: دوشنبه 26 مرداد 1394 11:24 ق.ظ
                                            ارسال دیدگاه
                                          2. هانیه غفرانی جمعه 19 تیر 1394 02:15 ب.ظ نظرات ()

                                            سایت کسب و کار موتورهای جستجو
                                            یکی از بزرگترین چالش هایی که کسب و کار آنلاین امروز با آن مواجه است حفظ ارتباط خود با مشتریان از طریق قرار گیری مناسب در ویترین موتورهای جستجو به ویژه گوگل می باشد. با درنظر گرفتن این نکته که جستجوی گوگلی به تنهایی بیش از 90 درصد از جستجوی کاربران ایالات متحده را به خود اختصاص داده، تعجب آور نیست اگر مهمترین هدف هر استراتژی بازاریابی مبتنی بر وب قرار داشتن در اولین نتیجه صفحه نتایج جستجوی گوگل در زمینه کاری آن تجارت باشد.

                                            این اصل به خوبی ثابت شده که بهینه سازی درون سایتی برای موتورهای جستجو یکی پایه ای ترین ارکان طراحی وب سایت است که هر کسب و کار الکترونیکی نیازمند توجه به آن در مسیر دستیابی به سلطه بر نتایج موتورهای  جستجو است. پس به عنوان طراح وب کاملا بامعنی است که حلقه دیگری دیگری به زنجیره مسائلی که در طراحی سایت باید درنظر داشت اضافه کنید و آن در نظر گرفتن برخی از استراتژی ساده برای نمایش بهینه سایت مورد طراحی در نتایج موتور های جستجو (اصطلاحا SEO) در پروژه های طراحی های شماست.

                                            در نوشته حاضر به ارائه نه روش برای بهبود ویژگی SEO در هر وب سایتی که طراحی می کنید پرداخته شده است.

                                            1-افزودن یک بلاگ

                                            اضافه کردن یک بلاگ یا انجمن بحث و گفتگو (فروم) توسط طراح به هر وب سایت، به مشتریان این فرصت را می دهد که مطالب تازه به راحتی و به طور منظم به سایت خود اضافه کنند. موتورهای جستجو عاشق محتویات تازه و به روز شده سایت ها هستند و اگر شما را خود را تشویق کنید به روز رسانی بلاگ را  حداقل به صورت هفتگی ، یا حتی در دفعات بیشتر و به طور منظم انجام دهد ، شما به  آنها یکی از راه های کلیدی موفقیت در SEO را نشان داده اید و این امر تاثیر به سزایی در رتبه سایت در موتور جستجو خواهد گذاشت. می توانید به مشتری خود اینگونه توضیح دهید که بلاگ ها به طور طبیعی سبب جذب ترافیک موتور جستجو شده و آنها می توانند با استفاده از راه اندازی یک بلاگ یا فروم در سایت خود نه تنها مطالب جدید را تا حد امکان به صورت منظم به سایت بیافزایند، بلکه این فرصت را برای بازدید کننده گان فراهم کرده اند  که سوالات خود را با گردانندگان سایت در میان گذاشته یا با کامنت گذاری به اظهار نظر بپردازند.

                                            ویژگی تعاملی بلاگ همچنین سبب افزودن ارزش اجتماعی سایت شده و همچنین می تواند احتمال بالقوه جلب نظر کاربران شبکه های اجتماعی برای بوک مارک کردن سایت و به اشتراک گذاری آن با دوستان خود در شبکه های اجتماعی را افزایش دهد، اما به یاد داشته باشید به عنوان مسئول سایت همواره باید مواظب نظرات اسپم بوده و هر چیزی را که به نظر محتوای تکثیر شده در سایت میرسد حذف نمود.

                                            بلاگ ها همچنین به دلیل خاصیت تعاملی که دارند سبب افزایش حجم وب سایت ها با گذشت زمان شده  و این نکته می تواند کمک زیادی به بهبود رتبه سایت در موتورهای جستجو کند از این منظر که قدرت تحریریه سایت افزایش یافته و سایت از تعداد صفحات بیشتری به همراه لینک های داخلی بهره می برد که همه این نکات در بهبود SEO سایت موثر است.



                                            2- اضافه کردن ابزار آنالیز گوگل به هر صفحه

                                            بی شک می دانید که آنالیز گوگل (Google Analytics) یک بسته نرم افزاری تجزیه و تحلیل رایگان است که می تواند برای سفارش دهنده وب سایت، طیف وسیعی از اطلاعات کلیدی در مورد وب سایت و چگونگی عملکرد آن در  موتورهای جستجو فراهم آورد.

                                            با استفاده از امکاناتی از قبیل هدف پیگیری هدف های بازدید (Goal Tracking) ، پیگیری رویدادها(Event) ، نرخ بازدید ها و بازدید های آگاهانه می توانید به مشتری خود نشان دهید که کدام کلمات کلیدی ، موتور های جستجو و منابع ترافیک سبب فروش و یا منجر به افزایش درآمد کسب و کار الکترونیکی او شده است. شما همچنین می توانید از مجموعه این اطلاعات و از طریق آزمایش تفسیر مداوم به عنوان راهی به مشتری چگونه بهتر اداره کردن سایت برای دراز مدت (و البته با کمک شما) را نشان دهید.

                                            نکته تکمیلی: توصیه می شود  برای ابزار وب مستر گوگل نیز ثبت نام کنید، که حاوی صدها نوع اطلاعات مفید و کاربردی است که می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد کلمات کلیدی به کار گرفته شده خود و صفحات وب طراحی شده استفاده کنید.




                                            3- استفاده بیش از حد از کدهای برنامه نویسی را کاهش دهید!

                                            عنکبوت های جستجوگر گوگل به دنبال محتوای منحصر به فرد هستند، و کدهای جاوا اسکریپت و CSS  درون کدهای HTML یافتن این محتوا را برای انها سخت تر می کند. به عنوان مثال ، احتمالا از قبل می دانسته اید که تمام اسکریپت ها و فایل های  CSS  باید به شکل فایل های خارجی اضافه شوند تا زمانی که عنکبوت های موتورهای جستجو برای یافتن محتوای واقعی  سایت و همچنین نسبت کد به  کد محتوا  (code-to-content ratio)کاهش یابد

                                            این را هم به یاد داشته باشید که کدنویسی  بیش از حد نه تنها باعث افزایش زمان بارگذاری صفحه می شود، بلکه این امر سبب افزایش احتمال خطاهای برنامه نویسی  شده ، در حالی که ممکن است هیچ تاثیری مستقیم بر افزایش SEO سایت نداشته باشد.  زیرا باعث دشواری برای یافتن محتوا توسط عنکبوت های موتورهای جستجو می گردند.


                                            4- هر صفحه را منحصر به فرد طراحی کنید!

                                            موتور جستجوی گوگل به هر وب سایت با توجه به محتوای آن یک رتبه «ارتباط با موضوع» می دهد، و همیشه به دنبال قرار دادن سایت هایی در صدر نتایج جستجوست که منحصر به فرد بوده و مربوط به هیج جای دیگری در اینترنت نباشد. این بدان معناست که محتوای هر صفحه از سایت باید کاملا متفاوت از صفحه دیگر باشد و این تمایز نه تنها برای صفحه ای از سایت شما با دیگر سایت های اینترنت، بلکه  بین صفحه همان سایت مورد طراحی نیز باید وجود داشته باشد. این امر سبب کاهش امتیاز منفی ناشی از محتوای تکراری وب سایت می شود، همان مسئله ای که همه صاحبان سایت ها از آن خوف دارند.

                                            با درج ساده و بی دخل و تصرف هر محتوایی که به نظر می رسد قبلا جای دیگری در اینترنت منتشر شده ، شما ریسک نادیده گرفته شدن سایت مورد طراحی توسط موتورهای جستجو را بالا برده اید زیرا الگوریتم موتورهای جستجوی به گونه ای طراحی شده که همواره به دنبال محتوایی از هر سایت که ان را از بقیه متمایز می کند.

                                            محتوای منحصر به فرد باعث حذف هر گونه مانع از سایت شما شده و استانداردهای طراحی شما سبب جلب رضایت مشتریان از مسئله بهبود SEO نیز می شود. همچنین اشاره به این مطلب ارزشمند است که هر کجا اطلاعات snippets  (اصطلاحا به قطعه ای کوچک و قابل استفاده مجدد از یک کد که قابلیت های اضافی را به یک وب سایت می افزاید  اطلاق می شود.)موجود در صفحات دیگر درون سایت را برای اغوا کردن بازدید کنندگان به کلیک روی یک لینک قرار دهید  خطر متهم شدن به استفاده از مطالب تکراری در وب سایت را برای خود خریده اید. پس همواره مراقب جمله بندی مورد استفاده در اسنیپت ها باشید تا شامل خلاصه ای بدون تکرار هر یک کلمات مورد استفاده باشد.

                                            5-از برچسب های توضیحاتی بدیع و جذاب استفاده کنید!

                                            برچسب های توضیحاتی  همان چیزی است که در صفحات نتایج موتورهای جستجو ظاهر می شود — آنها به کاربر مرور کننده وب مروری اجمالی از موضوعات ارائه شده در هر سایت می دهند. توصیه می شود در نوشتن خلاصه موضوع سایت از استعداد های بازاریابی خود به بهترین شیوه استفاده کرده و توضیحاتی بنویسید که بتواند کاربر جستجوگر را قانع کند روی سایت شما  کلیک کند. این اولین فرصت سایت شما برای جذب بازدید کننده است، پس حیاتی است که با یک زبان مناسب و جذب کننده به مشتری خود بهترین شانس را برای بالاتر ایستادن از رقبا بدهید!

                                            به یاد داشته باشید، گوگل نیز از  برچسب های توضیحاتی برای افتراق بین صفحات وب استفاده می کند(البته نه به اندازه برچسب عناوین صفحات)، بنابراین باید این نکته را هم مدنظر داشته باشید که برای جلوگیری از دچار شدن به هر گونه مشکل محتوای تکراری هر صفحه را با جمله بندی متفاوتی توصیف کنید. از جمله این توصیفات به موارد «پیشنهادات رایگان سایت»، شرایط گارانتی و شماره تلفن های تماس با مدیر سایت می توان اشاره کرد که از طریق کلیک بازدیدکنندگان می توانند نرخ بازدید و به تبع ان رتبه بندی در نتایج جستجوگرها را بهبود بخشند.

                                            البته طولانی شدن توضیحات هم خوب نیست؛ پس مطمئن شوید حتما کلمات خود را به حداکثر 160 کاراکتر (با احتساب فاصله بین کلمات)  محدود کنید!


                                            6- جمله بندی های تکراری را از طرح وب سایت را حذف کنید!

                                            تکرار دوباره این نکته ارزشمند است که بدانیم محتوای منحصر به فرد برای موفقیت هر سایت در رتبه بندی توسط موتور جستجو اهمیت حیاتی دارد. هنگام طراحی یک طرح بندی وب سایت برای مشتری خود، معمولا قرار دادن اطلاعاتی از قبیل متن کپی رایت، اطلاعات تماس و شاید حتی شعار رایج هر شرکت در همه صفحات سایت وسوسه انگیز باشد. اگر محتوای منحصر به فرد و بدیع به اندازه کافی در هر صفحه سایت وجود نداشته باشد در این صورت خطر پایین آمدن رتبه پرژه مشتری به دلیل استفاده از مطالب تکراری وجود دارد. به همین دلیل اهمیت دارد که چنین جمله بندی های تکراری را از طرح کلی  وب سایت حذف کنیم به طوری که محتوای اطلاعاتی واقعی سایت به هیچ وجه دچار رقیقی نشود!

                                            7- لینک های  پایین صفحه  را در هر صفحه ای بگنجانید!

                                            ینک صفحات وب یک سایت به هم با استفاده از لینک متنی ساده ، با کلمات کلیدی هدف SEO  در متن لنگر ، می تواند افزایش قابل توجهی در رتبه بندی نتایج جستجوها به ارمغان آورد. مشکل اصلی آن است که اکثر وب سایت های خوب از طرح های گرافیکی ، جاوا اسکریپت یا پیمایش مبتنی بر فلش برخوردارند و از لینک متنی لنگری بهره نمی برند. اگر این حالت ، در طراحی پروژه سایت شما نیز وجود دارد چرا از لینک هایی در فضای  پایین صفحه برای  پیوند میان صفحات استفاده نمی کنید؟  آنهم  با گنجاندن کلمات کلیدی که می تواند در رتبه بندی کمک خوبی به بهبود آن نماید


                                            8- برای هر یک از لغات یا عبارات کلیدی یک صفحه وب جداگانه ایجاد کنید!

                                            بهترین راهی که یک وب سایت برای کلمات یا عبارت کلیدی خاصی می تواند رتبه خود را بهبود بخشد  ایجاد یک صفحه وب مورد نظر برای آن عبارت یا کلمات کلیدی با گنجاندن آن کلمات در تگ <title>، تگ توضیحات <meta>، <h1>، و کپی ان در  آدرس URL آن صفحه است. این موضوع بدان معنیست که توجه به ایجاد یک صفحه وب جداگانه برای هر یک از محصولات یا خدماتی که  سفارش دهنده وب سایت ارائه می هد  و همچنین دسته بندی صفحات در گروه ها در صورت نیاز مهم و ضروری است. ایجاد یک صفحه اختصاصی برای هر محصول یا سرویس همچنین تضمین کننده تجربه مرور خوب و مناسب برای بازدید کننده است زیرا او می تواند مستقیما از جستجو کردن در موتورهای جستجو به این صفحه از سایت وارد شده ، که در نتیجه سبب سهولت بسیار بیشتر در امر خرید آنلاین کالا و خدمات  یا پر کردن و ارسال فرم برای دریافت اطلاعات بیشتر برای مصرف کنندگان می شود.


                                            9- از کلمات کلیدی قوی و موثر  برای برچسب عنوان هر صفحه استفاده کنید!

                                            برچسب های عنوان که به این شکل شناخته می گردند:  <title>در نوار عنوان مرورگر کاربران سایت ظاهر شده  و یکی از عوامل مورد استفاده موتورهای جستجو برای تعیین محتوای صفحه سایت شماست. به جای گنجاندن نام شرکت در برچسب <title>، بهتر است از کلمات کلیدی از سفارش دهنده برای رتبه بندی بهتر بدان نیاز دارد استفاده کنید. با این کار به مشتری خود یک مزیت محکم برای رتبه بندی برتر در موتورهای جستجو می دهید. باز در این مورد اطمینان حاصل کنید که برچسب های عنوان یا <title> را کوتاه انتخاب کنید و حداکثر 60 کاراکتر طول داشته باشد (با احتساب فاصله بین کلمات) ، زیرا با این عمل متن عنوان در رتبه بندی موتورهای جستجو به شکل کامل به نمایش درآمده و توسط گوگل با گذاشتن سه نقطه خلاصه نمی شود جلوه زیباتری خواهد داشت.

                                            با ترکیب و بهره گیری از همه پیشنهادات بالا در هر یک از پروژه های طراحی سایت خود، مطمئن باشید به مشتریان خود بهترین شانس ممکن برای افزایش فروش کالا و خدمات از طریق الکترونیکی و مبتنی بر وب و سود حاصل از قرار گرفتن در رتبه بندی های بالای موتورهای جستجو می دهید و به این ترتیب اعتبار خود را عنوان طراح وب و یا صاحب  کسب و کار نزد مشتریان بالا خواهید برد.

                                            منبع: sixrevisions

                                            آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 شهریور 1394 10:56 ب.ظ
                                            ارسال دیدگاه
                                          3. هانیه غفرانی پنجشنبه 18 تیر 1394 10:47 ب.ظ نظرات ()

                                             کسب و کار الکترونیکی

                                            ۷ سوال کلیدی که کسب‌ و‌ کارها باید پاسخ دهند

                                            رابرت سیمونز استاد مدیریت کسب‌ و کار دانشگاه هاروارد بر این باور است که هر سازمانی پاسخ‌های متمایز خود را برای موفقیت در برنامه‌ریزی استراتژیک دارد. او هفت سؤال درباره استراتژی را مطرح می‌کند. سؤالاتی که هر کسی در شرکت باید مرتبا آن‌ها را بپرسد و قادر به پاسخگویی باشد.

                                            سؤالات استراتژیک و ضرورت‌های اجرایی آن‌ها

                                            هدایت کسب‌ و کار دشوار است. برای موفقیت باید سؤالات درستی بپرسید. این هفت سؤال درباره استراتژی به شما کمک می‌کند تا سلامت و چشم‌اندازهای سازمانتان را ارزیابی کنید. از پاسخ‌ها برای خلق دیدگاه‌های عملی درباره بهترین استراتژی‌هایی که باید در پیش بگیرید، استفاده کنید. هر سؤال مربوط به یک ضرورت اجرایی است که مبنای موفقیت کسب‌ و کار است:



                                            ۱. مشتری اصلی شما کیست؟

                                            شرکت شما فقط می‌تواند به یک‌ نوع مشتری به خوبی خدمات‌رسانی کند. منابع را به رضایت و خشنودی آن مشتری اختصاص دهید. پول، مواد و زمانی را که صرف محصولات و خدماتی می‌کنید که ارزش مستقیمی برای مشتری اصلی‌تان ندارد را به حداقل برسانید. تصور نکنید «چندین مشتری» دارید. اگر چنین تصوری داشته باشید، منابعتان را پخش می‌کنید و تمرکز بر مشتری مهم را از دست می‌دهید.

                                            وقتی مدیران فروشگاه «هوم دیپات» اوایل سال ۲۰۰۰ تصمیم گرفتند به پیمانکاران حرفه‌ای خدمات‌رسانی کنند، این درس را به سختی آموختند و نتیجه‌اش زیان شدید این زنجیره به خاطر از دست دادن رضایت مشتریان بود. شرکت مجدداً تمرکز اصلی‌اش را به تعمیرکاران خانه‌‌ها معطوف کرد تا سهم بازاری را که به فروشگاه‌های زنجیره‌ای دیگر واگذار کرده بود دوباره به دست آورد.

                                            مشتری اصلی خود را با هم‌پوشانی سه عامل بیابید: «دورنما، قابلیت‌ها و امکان سودآوری.» دورنما به دلیل وجودی منحصربه‌فرد سازمان و سابقه، عقاید و هویت آن مربوط می‌شود. قابلیت‌ها، منابع در دسترس از جمله امکانات فیزیکی، سرمایه فکری و دارایی‌های مالی هستند.

                                            ارزیابیِ امکان سودآوری به معنی توجه به هر نوع جایگزین محتمل برای برگشت سرمایه است. تشخیص اینکه چه کسی مشتری نیست به شما کمک می‌کند. برای مثال، مشتری اصلی لوازم آرایشی «مری کِی» یک مشاور فروش مستقل است و نه مصرف‌کننده نهایی محصولات آرایشی. ارزش‌ها، ‌نیازها و ترجیحات مشتری اصلی‌ را بشناسید. اطمینان حاصل کنید که همه کارمندان مشتری اصلی را می‌شناسند و همه منابع را به نفع او اختصاص می‌دهند.

                                            ۲. ارزش‌های اصلی چگونه سهامداران، کارمندان و مشتریان را اولویت‌بندی می‌کنند؟

                                            پنج ارزش اصلی و شادی‌بخش یکپارچگی، کار گروهی، تنوع، پیشرفت مداوم و مسئولیت‌پذیری فردی که اغلب شرکت‌‌ها ترویج می‌کنند، دستورالعملی برای ضعف عملکرد هستند. دومین ضرورت اجرایی یعنی اولویت‌بندی ارزش‌های اصلی به واقع‌گرایی شما در روش امتیازدهی شرکت به مشتریان، کارمندان و سهامداران بستگی دارد.

                                            وقتی می‌خواهید درباره اینکه «چه ارزشی را و برای چه کسی ایجاد کنید» تصمیمات دشواری اتخاذ ‌کنید، گروه‌های وفادار به خود را شناسایی کنید. شرکت «مِرک» غول صنعت دارو باور دارد که در اولویت قرار دادن مشتریان در طولانی مدت به سهامداران سود می‌رساند. خطوط هوایی «ساوت‌وست» کارمندانش را در اولویت قرار می‌دهد و مشتریان و سهامداران را در رتبه‌‌‌های دوم و سوم می‌گذارد.

                                            پیامی که با پاداش دادن به رفتار بد ارسال می‌کنید به اندازه پیامتان در پاداش دهی به رفتار خوب، قوی است.

                                            ۳. چه متغیرهای عملکرد مهمی را ارزیابی می‌کنید؟

                                            پیگیری اهداف عملکردی که سومین ضرورت اجرایی است می‌تواند مرز میان موفقیت و شکست باشد. بسیاری از شرکت‌ها از معیارهای عملکرد مختلفی استفاده می‌کنند تا میزان موفقیت کارمندان سطوح مختلف در دستیابی به اهداف استراتژیک و اهداف مالی را ارزیابی کنند. چنین «معیارهای سنجشی» محصول بررسی‌های ترکیبی مدیران و کارمندان است، مخصوصا وقتی که از ۶۰  شاخص برای ارزیابی استفاده می‌کنند. داشتن پنج تا نُه معیار عملکرد عدد قابل‌قبولی است؛ هفت معیار هم مؤثر است. مردم حقایق را در گروه‌‌های هفت‌تایی به یاد می‌آورند: برای مثال، تعداد ارقام شماره تلفن‌ها، روزهای هفته،‌ رنگ‌های رنگین‌کمان و . . . هفت تا است.

                                            اگر تعداد معیارها محدود باشد، کارکنان می‌توانند بر اولویت‌ها تمرکز کنند و مدیران می‌توانند بر تلاش‌های آن‌ها نظارت کنند. معیارهای بیش از حد، افراد را محدود کرده و آزمایش و نوآوری را سرکوب می‌کند.

                                            گروه معیارها بیشتر مضر است تا مفید، مگر اینکه شرکتتان آن‌ها را از برنامه استراتژیک‌اش استخراج کرده باشد. باید توانایی این را داشته باشید که معیارهایتان را به «نظریه ارزشی‌آفرینی» تبدیل کنید که افرادتان آن را بدانند، به یادآورند و تمرین کنند.

                                            فهرستی از عواملی تهیه کنید که می‌تواند باعث شکست استراتژی‌تان شود، آن عوامل را معکوس کرده و به عنوان ویژگی‌های مطلوبی در نظر بگیرید که می‌توانید در کارمندان تقویت کنید. این عوامل را در نتایج حاصل از مسئولیت‌پذیری فردی و پاداش‌های عملکرد بگنجانید.

                                            ۴. چه مرزهای استراتژیکی را تعیین کرده‌اید؟

                                            «کنترل ریسک استراتژیک» یعنی چهارمین ضرورت اجرایی مانند پیروی از معیارهای عملکرد است. اجازه ندهید کارکنان زمان و منابعشان را در پروژه‌هایی خرج کنند که با اهداف شرکت سازگار نیست. با تعریف مرزهایی شفاف که رفتار قابل‌قبول و غیرقابل‌قبول را توضیح می‌دهد، ریسک استراتژیک را کنترل کنید.

                                            تعیین مرزها به شکل منفی به طرز شگفتی مؤثر است. برای مثال، ده فرمان را در نظر بگیرید؛ عبارات «شما . . . نخواهید کرد» مرزها را مشخص می‌کند، در نتیجه افراد می‌توانند بدون نگرانی از اینکه آیا کاری قابل‌قبول است، انجامش دهند. از همان ابتدا توضیح دهید که چه کارهایی باعث اخراج افراد می‌شود. مرزهایتان را در یک صفحه خلاصه کنید.

                                            شرکت را از دو نوع ریسک حفظ کنید: نخست به فعالیت‌هایی توجه کنید که می‌تواند به شهرت شرکت صدمه بزند. برای مثال وال‌مارت گرفتن هدیه از تامین‌کنندگان کالا (حتی یک فنجان قهوه) را برای مدیران ممنوع کرده است. گوگل مخدوش کردن اعتماد کاربر به واقعی بودن نتایج جستجو را تحمل نمی‌کند.

                                            نوع دوم ریسک مربوط به فعالیت‌هایی است که منابع را از اهداف استراتژیک و مشتری اصلی منحرف می‌کند. مراقب «خلاقیت خودسرانه و ابتکارات نامتمرکز» باشید که می‌تواند مسیر استراتژیک‌تان را تخریب کند. استیو جابز مؤسس اپل می‌دانست که بهتر است به بسیاری از ایده‌های خوبی که ممکن است تمرکز او برای توسعه آی‌پاد را به هم بریزد، نه بگوید. «مرزهایتان» را مشخص کنید.

                                            ۵. چگونه استرس خلاق ایجاد می‌کنید؟

                                            روش شرکت در کنترل مناسب ضرورت اجرایی پنجم یعنی«تشویق نوآوری»، احتمال بقای آن در بازار بی‌طرف و خشن را تعیین می‌کند. همه شرکت‌ها باید مدام در حال نوآوری باشند. آن‌هایی که چنین نمی‌کنند، مشتریان خود را به دیگرانی واگذار می‌کنند که این کار را انجام می‌دهند. بسیاری از شرکت‌ها مشوق خلاقیت هستند، اما بعضی از آن‌ها گام دیگری را برای اجرای این خلاقیت با استفاده از تکنیک‌های خشن برمی‌دارند که حتی ممکن است باعث ناراحتی شود.

                                            برای جلوگیری از تسلیم شدن مدیران و کارکنان در برابر عادات و روال‌های قابل پیش‌بینی، به آن‌ها فشار بیاورید که تا حد ممکن در همه کارهایشان خلاق باشند. از سه تکنیک نخست زیر برای گرفتن بهترین عملکرد از تک‌تک کارکنان استفاده کنید. چهار مورد آخر را برای تشویق نوآوری و همکاری میان واحدی به کار بندید:

                                            • تعیین مشروح اهداف: اهداف مکتوب اغلب موجب خشنودی می‌شوند. تویوتا «اهدافی تقریباً دست‌نیافتنی» را تعیین می‌کند تا کارمندان را تشویق به کار کند.

                                            • امتیازدهی به افراد: شرکت‌های بسیار خلاق به عملکرد هر کارمند امتیاز داده و نتایج این مقایسه را در اختیار همه قرار می‌‌دهند.

                                            • امتیازدهی به واحدها: به تیم‌ها و واحدها امتیاز دهید تا به رقابت و همکاری داخلی انرژی ببخشید.

                                            • بیشتر کردن مسئولیت‌پذیری به جای کنترل: واحدها را در قبال معیارهایی که کنترل نمی‌شود، ‌مسئول بدانید. همکاری اجباری می‌تواند پیشرفت‌هایی در نتایج استراتژیک ایجاد کند.

                                            • اختصاص هزینه‌ها: مستلزم این است که هر بخش یا مرکز، سود سهم خود از هزینه‌های بالاسری مثل خدمات قانونی و خرید تجهیزات را دریافت کند. این کار سودآوری آن‌ها را دقیق‌تر نشان داده و کاهش هزینه ‌ دسته‌جمعی را تشویق می‌کند.

                                            • ایجاد تیم‌ها و گروه‌های کار میان واحدی: با محول کردن وظایف نیمه‌وقت به کارکنان در قالب کار جانبی به آن‌ها کمک کنید تا خلاق باشند. شما روال‌های عادی‌شان را به هم می‌ریزید و هر دو کار چشم‌انداز جدیدی پیدا می‌کنند.

                                            • استفاده از ماتریس مسئولیت‌پذیری: با قرار دادن دو رئیس (مثل رئیس بخش و رئیس بازاریابی برند) برای هر مدیر مشوق همکاری باشید و از مدیران بخواهید که سر علایق متضادشان به توافق برسند.

                                            ۶. کارمندان تا چه حد برای کمک به یکدیگر متعهدند؟

                                            فرهنگ خطوط هوایی «ساوت‌وست» و غول ازبین‌رفته صنعت انرژی «اِنرون»، چندان متفاوت نبوده است. مدیر انرون فرصت‌طلبی را تشویق می‌کرد، درحالی‌که مدیر ساوت‌وست همچنان بر حفظ همکاری در محیط کار تأکید دارد. روش شما در هدایت ششمین ضرورت یعنی «ایجاد تعهد» تعیین‌کننده موفقیت یا عدم موفقیت ابتکارات استراتژیک‌ است. رهبران ارتش اغلب برای تشویق افراد به دستیابی به اهداف گروهی و ایجاد تعهد بر چهار عامل تکیه می‌کنند. از این چهار قابلیت برای ایجاد وفاداری در کسب‌وکارتان استفاده کنید:

                                            • افتخار به هدف: وقتی افراد به سازمانشان و اهداف آن مفتخر باشند، برای موفقیت تلاش می‌کنند که بخشی از آن همکاری با دیگران برای کسب این موفقیت است.

                                            • هویت‌یابی با گروه: زمانی که پیوستن به سازمانی برتر دشوار است،‌ عضویت در آن بلافاصله باعث ایجاد وفاداری به گروه می‌شود. فرایند استخدامتان را سخت‌تر و گزینشی‌تر کنید.

                                            • اعتماد: کارخانه کوچک استیل‌سازی «نوکور» از کارکنانش می‌خواهد تا راهکارهای کاهش هزینه را پیشنهاد دهند. کارخانه به جای اینکه از آن‌ها بخواهد در ازای دستمزد معین کار بیشتری انجام دهند، برای تشویق مشارکت، پس‌اندازهای حاصل از کاهش ‌هزینه به خاطر یک ایده خوب را به کارکنانی می‌دهد که آن را مطرح کرده‌اند.

                                            • عدالت: تعیین معیارهای پرداختیِ یکسان آسان است. حذف مزایای جانبی، مثل دفاتر مجلل و مسافرت‌های درجه یک دشوارتر است، اما موجب تعهد همگانی می‌شود. مراقب اختلافات افقی میان کارکنانی که کاری یکسان انجام می‌دهند و بی‌عدالتی‌های عمودی که به اشتباه به مدیران ارشدتر پاداش می‌دهد،‌ باشید.

                                            ۷. چه عدم قطعیت‌های استراتژیکی شما را بی‌خواب می‌کنند؟

                                            استراتژی امروز به درد فردا نمی‌خورد. آخرین ضرورت اجرایی یعنی «سازگاری با تغییر» مهم‌ترین ضرورت است. اغلب شرکت‌ها به روش‌های قدیمی پایبند می‌مانند، درحالی‌که به آرامی یا ناگهانی در حال انقراض هستند. باید درباره آنچه ممکن است فردا اتفاق بیفتد، نگران باشید. همه افراد شرکت نیز باید نگران باشند. درباره عدم قطعیت‌های استراتژیک که می‌توانند استراتژی ‌فعلی‌ را از مسیر خارج کرده یا شما را از کسب‌وکارتان منحرف کنند، آگاهی ایجاد کنید. بهترین راه ایجاد استرس سالم و بهره‌ورانه در کارمندان این است که خودتان بر مسئله تمرکز کنید. همه به آن چیزی توجه می‌کنند که برای رئیس مهم است.

                                            مرور منظم استراتژی‌های شرکت باید دائما سه سؤال را مطرح کند: چه چیزی تغییر کرده است؟ چرا؟ و چه تدبیری برایش می‌اندیشید؟ پاسخ‌های شما که بر اساس اطلاعات گردآوری‌شده از کارمندان هم‌فکر و استرس‌محور است به شما کمک می‌کند تا برای احتمالات برنامه‌ریزی کنید. فرهنگی را ترویج کنید که اخبار بد را بدون ملاحظه به اشتراک بگذارد. سازمان را تشویق کنید تا فرضیات نهادینه ‌شده حتی فرضیات شما را به چالش بکشد.

                                            پیش بروید

                                            هفت سؤال استراتژیک وقتی بیش‌ترین اثرگذاری را خواهد داشت که آن‌ها را در برخوردهای رودررو مطرح کنید،‌ مشروط بر اینکه مشارکت را در شرکت تشویق کنید، بحث‌ها را به این محدود کنید که چه چیزی درست است، نه اینکه حق با کیست و یادتان نرود که از خود بپرسید «قرار است چه تدبیری برایش بیندیشید؟»

                                            آخرین ویرایش: جمعه 6 شهریور 1394 12:11 ق.ظ
                                            ارسال دیدگاه
                                          4. هانیه غفرانی پنجشنبه 18 تیر 1394 10:31 ب.ظ نظرات ()
                                            آموزش رشد کسب و کار الکترونیکی
                                             رشد کسب‌ و‌ کار الکترونیکی:
                                            مایکل مسترسون میلیونر به عنوان یک تاجر بسیار موفق، واقعاً شایستگی این را دارد که نصایحی به کارآفرینان پیشرو ارائه دهد. کسی نیست که از دست آوردهای او در دنیای تجارت تأثیر نپذیرد، اشتیاق و انرژی او مسری است. فرضیه اصلی مسترسون معانی زیادی دارد: منتظر نشوید تا محصول یا خدمت شما در بهترین حالت ممکن قرار گیرد. قبل از هدف‌گیری شلیک کنید. نگران این نباشید که محصول شما عالی نیست، فقط آن را به بازار ارائه کنید. مسترسون توضیح می‌دهد که در ابتدای کارش زمان زیادی را به بهتر کردن خبرنامه‌ها اختصاص می‌داد به جای اینکه به فروش آن‌ها فکر کند. او تجربیات خود را به درس‌هایی آموزنده برای خوانندگان تبدیل کرده تا آن‌ها را از طریق کتاب‌هایش انتقال دهد. مشکل اینجاست که مستر سون  یا هرکس دیگری نمی‌تواند به شما نبوغ یا انگیزه بدهد. با این وجود، اگر توانایی و اشتیاق داشته باشید، بر این باوریم که می‌توانیم با ارائه خلاصه این مطالب، هر ذره از پتانسیل نهفته در معاملات تجاری شما را به فعل تبدیل کنیم.



                                            آموزش کسب‌ و کار  الکترونیکی در چند مرحله

                                            کسب و کارهای  الکترونیکی تجاری با ارائه هر نوعی از محصولات و خدمات چهار دوره مختلف رشد را تجربه می‌کنند.

                                            هر مرحله –” نوزادی، کودکی، نوجوانی و بلوغ، مشکلات، چالش‌ها و امکانات مربوط به خود را داراست. قسمت مشکل این است که تشخیص دهید که کسب‌وکار شما در کدام مرحله قرار دارد، چه کارهایی برای ارتقا دادن آن به مرحله بعدی مورد نیاز است و چگونه می‌توان این جهش را انجام داد.

                                             آموزش مرحله اول: نوزادی

                                            بسته پیشنهادی شما می‌تواند بهترین محصول یا خدمت در سرتاسر دنیا باشد اما اگر آن را به بازار عرضه نکنید، هیچ فایده‌ای نخواهد داشت. بسیاری از کارآفرینان با عدم تمرکز انرژی خود بر توسعه برنامه‌های موثر فروش، مرتکب اشتباهی مرگبار می‌شوند. حداقل ۸۰ درصد زمان خود را صرف فروش کنید. لوگوهای تجملی و کارت ویزیت‌های طلاکوب را فراموش کنید. اگر محصول شما کامل نیست، نگران نباشید. شما زمان کافی برای دست‌کاری کردن و تنظیم آن‌ها در اختیاردارید. راز مهم این است که آن را در معرض عموم خریداران بگذارید. تفکرات شما درباره محصولتان اصلاً مهم نیست؛ چیزی که واقعاً مهم است این است که آیا مشتریان بالقوه آن را می‌خرند یا نه.

                                            بسیاری از کارآفرینان  مخصوصاً آن‌هایی که تازه‌کار و بی‌تجربه هستند خود را به عنوان مدیران ارشد اجرایی تصور می‌کنند که نمی‌توان با موضوع بی‌ارزشی مثل فروش، مزاحم کارشان شد. آن‌ها تصور می‌کنند که محصولاتشان به خودی خودفروخته می‌شوند. آن‌ها معمولاً اشتباه فکر می‌کنند. به انبوه مردم نزدیک شوید تا ببینید چه عکس‌العملی نسبت به محصولتان نشان می‌دهند. یا یک میز در یک نمایشگاه‌های ارزان‌قیمت تهیه کنید و یا میهمانی برای دوستان نزدیک و همسایه‌ها ترتیب دهید. در رابطه با هر موضوعی که شانسی برای کسب‌ و کار الکترونیکی شما به حساب می‌آید، سریعاً اقدام کنید.

                                            آموزش مرحله دوم: کودکی

                                            بسیاری از شرکت‌ها از ماندن در مرحله اول راضی و خشنود هستند. کسب‌ و کار الکترونیکی آن‌ها نسبتاً موفق است. زندگی خوبی دارند و استرسشان حداقل است. این شرکت‌ها به ایجاد تغییر در کسب‌وکار خود هیچ علاقه‌ای ندارند، زیرا این کار بسیار ناخوشایند است. با این وجود، باید به استقبال تغییر بروید تا بتوانید پیشرفت کنید.

                                            قدم حیاتی در حرکت به سوی درآمد میلیونی، گسترش، معرفی و فروش محصولات جدید است. اگرچه جذب مشتریان جدید بسیار حیاتی است، اما رشد شما به برانگیختن مشتریان موجود بستگی دارد. به آن‌ها دلایل قابل قبولی برای خریدن محصولات جدیدتان ارائه کنید و سعی کنید که خرید آن‌ها را به تجربیاتی خوشایند تبدیل کنید.

                                            نوآوری و خلاقیت کار یک نفر نیست. برای ایجاد طوفان ذهنی حداقل به سه نفر احتیاج دارید، اما تعداد افراد مشارکت‌کننده نباید از ۸ نفر بیشتر شود. یک محدوده زمانی برای جلسه طوفان ذهنی مشخص کنید، نهایتاً سه ساعت و اهداف خود را تشریح کنید. مشخص کنید که به چند عقیده احتیاج دارید. بر پیشنهادات هوشمندانه و عملی تمرکز کنید. از نقد کردن عقاید دیگران بپرهیزید. اجازه ندهید که نظرات نوآورانه از بین بروند. با اصرار بر اینکه افراد باید یک طرح محصول یا برنامه بازاریابی ارائه کنند، مفاهیم را به واقعیت تبدیل کنید. وقتی که دوباره دور هم جمع می‌شوید، نشان دهید که منتظر دیدن پیشرفت‌ها هستید.

                                            احتمالاً باید کارمندان خود را قانع کنید که تغییر قدمی مثبت است. بسیاری از افراد از تغییر اجتناب می‌کنند چون برای آن‌ها به معنی استرس است. برای آن‌ها توضیح دهید که رشد، بدون تغییر ممکن نیست و در طولانی مدت همگی از این تغییر سود خواهند برد. همه کارمندانتان را به دادن داده‌های ورودی تشویق کنید. کاری کنید که تک‌تک کارمندان به اهمیت خود در کسب و کارتان پی ببرند.

                                            نظریات جدید را سریعاً اجرا کنید. ماشه را با اعتمادبه‌نفس کامل بکشید و بدانید که بعداً می‌توانید به جزئیات بپردازید. حتی اگر قرار است نظریات جدید شما با شکست مواجه شوند، با سریع عمل کردن، در وقت و پول خود صرفه‌جویی می‌کنید. اطلاعات مشتریان کنونی، مزیتی بسیار بزرگ در آزمایش یک محصول یا مفهوم است. بازخورد سریع از مشتریان وفادار، بسیار مفید خواهد بود.

                                            در مقابل اصرار برای ادامه دادن یک طرح شکست‌خورده، مقاومت کنید. بهتر است یک فروشنده بی‌نوا بمانید و همه چیز را از اول آغاز کنید تا اینکه سعی کنید مشکل را برطرف سازید. همواره بکوشید که محصولاتتان را بهبود بخشید، حتی اگر هیچ‌چیز نامطلوبی درباره آن‌ها وجود نداشته باشد. به جای اینکه در تلاش برای کاهش هزینه‌ها باشید، پول خرج کنید تا به نتایج بهتر برسید. مشتریان خود را راضی نگه‌دارید. آن‌ها بهترین فروشندگان شما هستند.

                                            رشد بیشتر یا ورشکستگی

                                            افزایش سرعت مرحله دوم به کارایی راهبُرد بازاریابی و فروش شما بستگی دارد. از اصول زیر پیروی کنید تا کسب‌وکار شما گسترش یابد:

                                            مشتری پادشاه است:

                                            با همه خریدارانتان با احترام رفتار کنید؛ چه ۵۰ میلیون بخرند و چه ۵ هزار تومان. اساس کسب‌وکار شما بر مشتریان تکراری قرار دارد. آن‌ها را راضی نگه‌دارید. عقاید آن‌ها را بپرسید. تلاش بیشتری کنید تا با مشتریانی که خرج‌های گزاف می‌کنند، ارتباط برقرار کنید؛ آن‌ها ۸۰ درصد فروش شما را به خود اختصاص می‌دهند. کسانی که زیاد خرج می‌کنند، می‌خواهند احساس خاص بودن بکنند. آن‌ها را ناامید نکنید.

                                            خبرهای بد خوب هستند:

                                            اگرچه ممکن است شکایات مشتریان ناخوشایند باشد، اما باعث می‌شود که محصولات و خدمات خود را بهبود ببخشید. انتقادها را شخصاً به خود نگیرید. به نظرات مشتریان اهمیت بدهید و آن‌ها را به نظردادن تشویق کنید.

                                            در محصولات خود تمایز ایجاد کنید:

                                            برای اینکه از رقابت دور بمانید، هر یک از محصولات باید یک مشخصه بازاریابی منحصربه‌فرد داشته باشد. تفاوت‌ها، مزیت‌ها و سودها را بازاریابی کنید.

                                            مزیت‌های خود را حفظ کنید:

                                            بازاریابی موثر نیازمند کنترل دائمی است. مبارزات تبلیغاتی قوی را تقویت کنید و موارد ضعیف را دور بیندازید. بازاریابی باعث پایداری کسب‌وکار و تقویت آن می‌شود. نمی‌توانید راحت‌طلب باشید.

                                            تاجران موفق با روانشناسی خرید آشنا هستند. افراد ثروتمند کسانی که ۸۰ درصد سود شما به خاطر وجود آن‌ها است، خرید می‌کنند چرا که استطاعت آن را دارند و به آن‌ها احساس خوبی می‌دهد. کار شما به عنوان یک کارآفرین باهوش، ایجاد اشتیاق در مشتریان است. هیچ‌کسی واقعاً به یک ساعت رولکس ۲۰۰۰۰ دلاری احتیاج ندارد. یک ساعت ۲۰ دلاری که از کیوسک بازار خریده‌اید هم، زمان را به همان خوبی نشان می‌دهد. اما ساعت گران‌قیمتی که از طلا و الماس ساخته شده است، باعث می‌شود که خریداران احساس خوبی داشته باشند. یک تجربه خرید هیجان‌انگیز برای مشتری ایجاد کنید. این احساس می‌تواند اعتیادآور باشد و می‌تواند مشتریان را تشویق کند که برای خریدهای بیشتر بازگردند. تماس خود را با مشتریان نهایی حفظ کنید. کاری کنید که احساس خوبی به آن‌ها دست بدهد.

                                            آموزش مرحله سوم: نوجوانی

                                            رشد سریع هیجان‌انگیز و رضایت‌بخش است. افزایش درآمد شرکت مستلزم این است که کنترل‌های شدیدتری را اعمال کنید. در مراحل قبلی توسعه، این احساس را داشتید که تحت کنترل هستید. شما  یک رابطه بسیار نزدیک با گروه هسته‌ای کارمندانتان ایجاد کرده و نظراتتان را با آن‌ها تقسیم کرده‌اید. همزمان با رشد شرکت، نقش مستقیم شما در استخدام و به‌کارگیری افراد افزایش خواهد یافت. اما در این مرحله ارتباطات شخصی را از دست می‌دهید. عملکرد شما بسیار پیچیده‌تر می‌شود.

                                            قسمتی از جذب شدن شما به کارآفرینی به این دلیل است که شما در راهی بر خلاف فرهنگ مشارکت قدم گذاشته‌اید. اما کسب‌وکار شما نمی‌تواند مشکلات را حل کند مگر اینکه با آن به مانند یک وجود متحد و مشارکتی رفتار کنید.  استخدام مدیران باتجربه می‌تواند به شما کمک کند تا عملکردهایتان را مخروط خاکستران و برای مشکلاتتان راه‌حلی بیابید. مدیران اجرایی که کلاً ماهیت محافظه کاری دارند تمایل دارند که بر بدنه اصلی کنترل کاملی داشته باشند و به کارایی و ثبات اهمیت می‌دهند .

                                            شاید بخواهید که یک ساختار سازمان‌یافته طراحی کنید که مدیران متحد شما را قادر سازد تا حجم وظایف اداری شما را کمتر سازند. به آن‌ها اجازه دهید که بخش خود را خودشان بچرخانند و به نظرات کارشناسانه آن‌ها احترام بگذارید. شاید بخواهید که با هر مدیر هفته‌ای یک‌بار ملاقات داشته باشید. ولی بازاریابی را خود بر عهده بگیرید، چرا که بازاریابی و فروش تخصص شما است. شما باید همواره و دائماً با مسائل مربوط به آن درگیر باشد.

                                            وظیفه یک مدیر ارشد اجرایی، علاوه بر بازاریابی و فروش در کسب‌ و‌ کار الکترونیکی استخدام افراد مناسب است. فواید مالی حاصل از داشتن کارمندان خوب و ضررهای مالی حاصل از داشتن کارمندان بد را در نظر بگیرید. تفاوت این دو گروه برای شرکت شما می‌تواند به هزارها یا میلیون‌ها تومان بالغ شود. پیدا کردن فوق ستاره‌ها مشکل است آن‌ها قبلاً استخدام‌شده‌اند. اما تبدیل کردن کارمندان واقعاً خوب به فوق ستاره، این قدرها هم مشکل نیست. کارمندان ممتاز و ستاره به نظارت زیاد نیاز ندارند، آن‌ها خود انگیزه کافی دارند. به کار آن‌ها افتخار کنید و دائماً به دنبال چالش‌ها باشید. آن‌ها به اینکه مشخص و ممتاز باشند ارج می‌نهند.

                                            آموزش مرحله چهارم: بلوغ (بزرگ‌سالی)

                                            تنها درصد بسیار ناچیزی از کسب‌ و‌ کار الکترونیکی تجاری به این مرحله می‌رسند. شما به عنوان عضو افتخاری این کلوپ انحصاری ، چندین گزینه منحصربه‌فرد در اختیاردارید. شما می‌توانید یک مدیر ارشد اجرایی باقی بمانید، درحالی‌که به شدت از ساعات کار در اداره می‌کاهید. یا می‌توانید یک قدم پایین تر بیایید و نقش مشاور را بر عهده بگیرید و مهارت‌های خود را با عوامل اجرایی شرکت خود تقسیم کنید.

                                            البته شما همیشه حق فروش کسب‌ و‌ کار الکترونیکی، عمومی کردن آن و یا استفاده از ثروت شرکت برای ایجاد سایر کسب‌وکارها را دارید. در این مرحله، شما حق دارید که هدف منحصربه‌فرد خود را مشخص کنید. شما می‌توانید هر چقدر که می‌خواهید کارکنید، کم یا زیاد. باز هم به عنوان یک کارآفرین، می‌توانید چالش جدیدی را آغاز کنید.

                                            آخرین ویرایش: جمعه 6 شهریور 1394 12:27 ق.ظ
                                            ارسال دیدگاه
                                          5. هانیه غفرانی پنجشنبه 18 تیر 1394 10:20 ب.ظ نظرات ()

                                            استراتژی کسب و کار آموزش E-BUSINESS

                                            آموزش استراتژی کسب و کار الکترونیکی– بخش دوم

                                            دلیل اصلی افراد موفق در کسب و کار  الکترونیکی و افراد معمولی که همواره در تلاشند تا هزینه‌های خود را تامین کنند، تفکر درباره موارد مهم کسب و کار  الکترونیکی است. ما معمولا برای تفکر در موارد کلیدی کسب و کار الکترونیکی و تصمیم‌گیری‌های صحیح و تعیین‌کننده وقت کافی اختصاص نمی‌دهیم.

                                            به موارد کلیدی کسب‌و‌کارمان تفکر کنیم و تصمیمات صحیحی اتخاذ کنیم.

                                            پاسخ شما به این سوالات دیدگاه واقع‌بینانه‌ای از شرایط کسب‌و‌کارتان ارائه می‌دهد. بنابرین توصیه می‌کنیم برای استفاده مفید از این بخش حداقل ۲ یا ۳ ساعت وقت اختصاص دهید و با تعمق و حوصله فراوان به سوالات پاسخ دهید. پس از مدتی این دستورالعمل‌ها باعث رشد کسب و کارتان می‌شود!

                                            نکته آخر اینکه هیچکدام از این دستورالعمل‌ها توسط من طراحی نشده‌اند و از مطالب معتبرترین سازمان‌های آموزش مدیریت در دنیا اتخاذ شده‌اند.

                                            ۱.حوزه تخصص کسب و کار شما چیست؟ محصولات و خدمات شما دقیقا برای چه‌کسانی مناسب هستند و چگونه به مشتری کمک می‌کنند؟

                                            شرکت شما شاید کارهای مختلفی انجام می‌دهد، ولی آیا زمینه‌ای وجود دارد که در آن متخصص‌تر باشید و خدمات و محصولات بهتری ارائه دهید؟

                                            ۲. در چه زمینه واقعا متمایز هستید یا بسیار برتر از رقیبان هستید؟

                                            تمایز شما لزوما به محصولات شما بستگی ندارد. مثلا ممکن است شما بین رقیبان خوش‌برخوردترین فروشندگان را داشته باشید. 

                                            ۳. مزیت رقابتی خاص شما چیست؟ کدام ویژگی‌ها و خصوصیات محصولات و خدمات شما باعث می‌شود جزو ۱۰ درصد بهترین‌های حوزه کسب و کار خودتان باشید؟

                                            وقتی مشتری شما را با رقیبان مقایسه می‌کند، مزیتی که بلافاصله در کارتان به‌چشم می‌خورد کدام است؟ 

                                            ۴. کدام نوع خاص از مشتریان واقعا به این نوع محصولات و خدمات نیاز دارند؟

                                            شاید بتوانید به افراد زیادی خدمات بدهید، ولی کدام مشتریان نیاز بیشتری به کار شما دارند؟ مثلا اگر پنیر پیتزا می‌فروشید هرکسی شاید مشتری شما باشد ولی دارندگان فست‌فود مشتریان خاص شما هستند. 

                                            ۵. بهتر است انرژی و منابع خود را بر کدام روش تبلیغاتی یا بازاریابی متمرکز کنید تا فروش و سود شما به بیشترین میزان ممکن برسد؟

                                            همواره روش‌های مختلف بازاریابی و تبلیغات را بیازمایید تا پربازده‌ترین روش‌ها را بیابید. سپس بر این روش‌ها بیشتر متمرکز شوید.

                                            ۶. با چه روش‌هایی می‌توانید تعداد بیشتری از تماس‌گیرندگان را به مشتری تبدیل کنید؟

                                            اگر در روز افراد زیادی با شما تماس می‌گیرند و تعداد کمی خرید می‌کنند، فرصت بسیار بزرگی برای کسب درآمد بیشتر دارید. 

                                            ۷. کدام مشتریان را باید کنار بگذارید تا زمان و انرژی بیشتری بر صرف وقت بر مشتریان بهتر آزاد شود؟

                                            طبق اصل پارتو ۲۰ درصد مشتریان شما سود قابل‌توجه ایجاد می‌کنند. از بقیه مشتریان پردردسرترین‌ها را حذف کنید.

                                            ۸. کدام کارها و فعالیت‌ها را باید کنار بگذارید تا وقت بیشتری برای فعالیت‌های مهم‌تر کارتان داشته باشید؟

                                            خود را با پرمشغله بودن فریب ندهید، کسب و کارتان زمانس رشد می‌کند که همیشه برای کارهای مهم وقت کافی داشته باشید. 

                                            ۹. جایگاه شما در بازار کنونی چیست؟ مشتریان درباره شرکت شما چه نظری دارند؟ با چه واژه‌هایی کارتان را توصیف می‌کنند؟

                                            ۱۰. چه تغییرات یا بهبودهایی باید در محصولات یا خدمات خود ایجاد کنید تا برند شما از دید مشتری جایگاه بهتری داشته باشد؟

                                            این تغییر می‌تواند استفاده از بسته‌بندی بهتر برای محصولات یا هرمورد دیگری باشد که برای مشتری اهمیت دارد. 

                                            ۱۱. سه ضعف بزرگ سازمان شما چیست؟

                                            اگر از مشتریان‌تان سوال کنیم چه ضعف‌هایی را می‌بینند. اگر از کارمندان و همکاران همین سوال را بپرسیم، آنها چه خواهند گفت؟ 

                                            ۱۲. سه مانع بزرگ سر راهتان کدامند که شما را از رسیدن به فروش و سود بیشتر باز می‌دارند؟

                                            این موانع شاید مواردی هستند که با آنها کنار آمده‌اید و هیچگاه به تغییر دادن آن شرایط فکر نکرده‌اید. 

                                            ۱۳. سه تهدید احتمالی بزرگ کدامند که شاید کارتان را به‌خطر بیاندازند؟ بدترین اتفاق ممکن برای کسب و کارتان کدام است؟

                                            روندهای بازار چه‌چیزی را نشان می‌دهند؟ سلیقه مشتریان درحال چه تغییری است؟ 

                                            ۱۴. سه اقدام فوری که می‌توان برای جلوگیری از تهدیدات کارتان انجام داد کدامند؟

                                            اگرهیچ محدودیتی وجود نداشت چگونه می‌توانستید تهدیدات کارتان را از بین ببرید؟ همین راه‌حل‌های رویایی را چگونه می‌توان تا حدی اجرایی کرد؟

                                            آخرین ویرایش: جمعه 6 شهریور 1394 12:44 ق.ظ
                                            ارسال دیدگاه
                                          6. هانیه غفرانی پنجشنبه 18 تیر 1394 10:11 ب.ظ نظرات ()

                                             کسب‌ و‌ کار الکترونیکی استراتژی کسب و کار

                                            دلیل اصلی افراد موفق در کسب و کار و افراد معمولی که همواره در تلاشند تا هزینه‌های خود را تامین کنند، تفکر درباره موارد مهم کسب و کار است. ما معمولا برای تفکر در موارد کلیدی کسب و کار و تصمیم‌گیری‌های صحیح و تعیین‌کننده وقت کافی اختصاص نمی‌دهیم.

                                            بخش جدیدی به مجله پنجره خلاقیت اضافه کرده‌ایم که با بخش‌هیای دیگر کمی متفاوت است. این بخش دستورالعمل است و باعث می‌شود در موارد کلیدی کسب‌و‌کارمان تفکر کنیم و تصمیمات صحیحی اتخاذ کنیم.

                                            پاسخ شما به این سوالات دیدگاه واقع‌بینانه‌ای از شرایط کسب‌و‌کارتان ارائه می‌دهد. بنابرین توصیه می‌کنیم برای استفاده مفید از این بخش حداقل ۲ یا ۳ ساعت وقت اختصاص دهید و با تعمق و حوصله فراوان به سوالات پاسخ دهید. پس از مدتی این دستورالعمل‌ها باعث رشد کسب و کارتان می‌شود!

                                            نکته آخر اینکه هیچکدام از این دستورالعمل‌ها توسط من طراحی نشده‌اند و از مطالب معتبرترین سازمان‌های آموزش مدیریت در دنیا اتخاذ شده‌اند.

                                            ۱. کسب‌و‌کار شما چیست؟

                                            کسب‌و‌کارتان را با سودی که به مشتری می‌رسانید تعریف کنید. از دیدگاهی بسیار کلی به موضوع نگاه کنید. مثلا یک شرکت اتومبیل‌سازی کارش آسان کردن و لذت بخش کردن جابجایی است. یک مشاور بازاریابی کارش ارائه مشاوره نیست، بلکه کارش کمک به مدیران برای رشد کسب و کار است.

                                            ۲. رسالت سازمان شما چیست؟

                                            در یک جمله بگویید که هدف نهایی شما چیست، یعنی مشتریان شما به چه چیزی نائل خواهند شد و از چه مشکلاتی دوری خواهند کرد؟

                                            ۳. دوست دارید مشتریان شما کسب‌و‌کارتان را چگونه تشریح کنند؟

                                            اگر یکی از شمتریان شما بخواهد کسب‌و‌کارتان را به دوستش معرفی کنید، ترجیح می‌دهید چه جمله‌ای بگوید؟ دوست دارید از چه صفت هایی برای تشریح شما استفاده کند؟‌ مثلا: فروشنده جدیدترین کتاب‌های کسب‌وکار، ارائه‌دهنده خوشمزه‌ترین کباب‌های کوبیده یا …

                                            ۴. مشتری رویایی شما کیست؟

                                            اگر تمام افراد ایران حاضر می‌شدند مشتری شما شوند، شما کدام‌ها را انتخاب می‌کردید؟ مشتری ایده‌ال خود را از نظر محدوده سنی، محل زندگی، درآمد، تحصیلات و … تعریف کنید.

                                            ۵. از دیدگاه مشتری رویایی شما چه‌چیزی ارزش محسوب می‌شود؟ و مهم‌ترین ارزش کدام است؟

                                            فرض کنید شما هتل دارید. از دید مشتری ایده‌آلی که در سوال قبل مطرح شد، مهم‌ترین ارزش برای میمان هتل شما کدام است؟ زیبایی اتاق، دکوراسیون متفاوت، غذای خوشمزه، کارکنان خوش‌برخورد یا … تمامی این موارد مهم هستند، ولی سعی کنید مهم‌ترین ارزش مشتری رویای خود را بیابید، یعنی موردی که باعث می‌شود مشتری سمت شما بیاید.

                                            ۶. برتری‌های اصلی شما کدامند؟

                                            چه توانایی یا مهارت خاصی دارید که باعث‌ می‌شود خواسته‌های مشتری را برآورده کنید؟ بسیاری از کسب‌و‌کارها به این دلیل افت می‌کنند که برتری‌های اصلی خود را به‌مرور زمان به فراموشی می‌سپارند.

                                            ۷. شرکت شما چه کاری را بسیار بهتر از دیگران انجام می‌دهد؟

                                            در چه زمینه‌ای خارق‌العاده هستید؟ چه‌چیزی شما را از رقیبان برتر می‌سازد؟ اینکار صرفا به محصول محدود نمی‌شود. شاید شما محصولی مشابه با رقیبان می‌فروشید ولی خوش‌رویی و دلسوزی تیم پشتیبانی شما برتر از تمامی رقیبان باشد.

                                            ۸  رقیبان شما چه‌کسانی هستند؟

                                            چه‌کسانی محصولات و خدماتی مشابه شما ارائه می‌کنند؟ فهرستی از این افراد تهیه کنید. این دیدگاه اشتباه را کنار بگذارید که من آنقدر برتر هستم که نیازی به شناخت و بررسی رقیبان نیست.

                                             

                                             

                                            ۹- بزرگ‌ترین و مهم‌ترین رقیب شما کدام است؟

                                            بزرگترین رقیب خود را مشخص کنید. فرض کنید مشتری با شما به مشکلی برخورد کند و نخواهد از شما خرید کند، به احتمال زیاد به چه‌کسی مراجعه خواهد کرد؟

                                             

                                            ۱۰- چرا برخی از مشتریان از رقیب شما خرید می‌کنند؟

                                            آنها با اینکار چه مزیتی دریافت می‌کنند که شما آنرا ارائه نمی‌دهید؟

                                            ۱۱- سودآورترین محصول یا خدمت شما کدام است؟

                                            بیشتری سود را در ماه از ارائه کدام محصول یا خدمت به‌دست می‌آورید؟ چگونه می‌توان فروش آن محصول پرسود را افزایش داد؟

                                            ۱۲- ارائه کدام محصولات و خدمات را باید متوقف کرد؟

                                            آیا محصولات یا خدماتی دارید که با متوقف کردن ارائه آنها تغییر قابل‌توجهی در سود ایجاد نخواهد شد، و وقت بیشتری آزاد خواهد شد تا بر ارائه محصولات سودآورتر کار کنید؟

                                            ۱۳- چه کارهایی می‌توان انجام داد تا مشتریان کنونی رقیبان به‌سمت شما جذب شوند؟

                                            چه تغییراتی باعث خواهد شد تا مشتریان رقیبان به این فکر بیافتند با خرید از شما مزایای بیشتری دریافت خواهند کرد؟

                                            ۱۴  چگونه می‌توان عملیات بازاریابی را بهبود بخشید تا علاقه‌مندان بیشتری حاضر شوند اطلاعات تماس خود را به‌شما بدهند؟

                                            مثلا آیا می‌توانید با ارائه هدایای مرتبط  با محصولات و خدمات خود را در نمایشگاهی ارائه دهید و به‌ازای آن از مخاطبان بخواهید اطلاعات تماس خود را – مثلا آدرس ایمیل – به‌شما بدهند؟

                                            آخرین ویرایش: جمعه 6 شهریور 1394 12:46 ق.ظ
                                            ارسال دیدگاه