تبلیغات
آموزش کسب و کار الکترونیکی،تجارت الکترونیکی، بازاریابی مجازی اینترنتیآموزش کسب و کار الکترونیکی

نویسندگان
جستجوی گوگل



در این وب
در كل اینترنت
View Hanieh Ghofrani's profile on LinkedIn


واژه کسب و کار الکترونیکی برای نخستین بار در سال 1997 توسط شرکت IBM مطرح گردید. کسب و کار الکترونیکی مفهوم عام تر از تجارت الکترونیکی را در بر می گیرد. تجارت الکترونیکی بیشتر تکیه بر ارتباط بیرونی بنگاه با فرد دارد، در حالی که کسب و کار الکترونیکی علاوه بر ارتباطات بیرونی به راهکار دورن سازمان نیز اشاره دارد و شامل تجارت الکترونیکی هوشمندسازی تجاری و مدیریت ارتباط با مشتری  می شود.

در لانگمن  کسب و کار الکترونیکی را شامل سازمانی که کالایی را می فروشد یا خدماتی را ارائه می دهد، می داند. این فرهنگ لغت در تعریفی دیگر از این واژه، آن را به معنای حرفه، وظیفه یا کار معمول یک فرد، معرفی می کند. بنابراین کسب و کار عبارت است از هرگونه فعالیت تجاری که با هدف کسب سود، به عنوان شغل عمومی، حرفه، کار یا نقش یک فرد در جامعه صورت می گیرد. از طرفی بنا به تعریف آکسفورد از کسب و کار، می توان نتیجه گرفت که کسب و کار علاوه بر فعالیت های بازرگانی و مبادله می تواند سایر فعالیت های یک سازمان تجاری را نیز شامل شود. از جمله این بخش ها می توان به مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت زنجیره عرضه اشاره کرد.(توربان،2004)

از تعاریف کسب و کار الکترونیکی می توان به موارد زیر اشاره کرد:


-         کسب و کار الکترونیکی حوزه وسیع تری از تجارت الکترونیکی است که شامل خدمات مشتری(مدیریت ارتباط با مشتری) و فرآیندهای بین شرکای تجاری(مدیریت زنجیره تامین) نیز می شود. کسب و کار الکترونیکی  اغلب به جای تجارت الکترونیکی و بالعکس به کار می رود.(توربان،2004)

-         تبدیل و تحول فرآیندهای کلیدی کسب و کار از طریق استفاده از فناوری اینترنت(آی بی ام،2000)

-         یکپارچگی و انعطاف پذیری بیش از پیش طرح ها، فرآیندها، تجهیزات و سیستم های تجاری که در راستای برآورده سازی نیاز های در حال تغییر مشتریان صورت می گیرد. (کاکاکوتا،2001)

-         کسب و کار الکترونیکی تنها به تجارت الکترونیکی محدود نیست؛ یعنی، تمامی فعالیت های یک شرکت را الکترونیکی می کند؛ به طور خلاصه کسب و کار الکترونیکی تلفیق سیستم ها، فرآیندها، زنجیره های تامین و کل بازار با استفاده از اصول و فناوری های مرتبط با استفاده از ابزار اینترنت است.

ادبیات مربوط به مدل کسب و کار الکترونیکی مزایای بسیاری دارد، اما نسبتاً عاری از نظریه است و بنابراین دچار کمبود غنا (عمق) و انسجام در چارچوب های کسب و کار الکترونیکی و ایجاد ارزش است. یکی از متونی که نمی توان آن را متهم به فقدان پایه نظری دانست، نظریه آمیت و زوت (2001) در مورد چگونگی ایجاد ارزش توسط کسب و کارهای الکترونیکی است. درک محرک های در پشت ایجاد ارزش در کسب و کار الکترونیکی نیازمند استفاده از بازه ای از نظریه های مختلف و یکپارچه سازی آنها در چارچوب ایجاد ارزش است، که از جمله این نظریه ها تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش (پورتر،1985)، نوآوری شومپیترینی (شومپیتر،1934)، دیدگاه منبع- محور (بارنی،1991)، نظریه شبکه های استراتژیک (برت،1992) و صرفه جویی های هزینه داد و ستد (ویلیامسون،1975) می باشند. این منظرها، که از نظر نویسندگان، همگی برای درک کل عمق و وسعتی که کسب و کار الکترونیکی می تواند ارزش را ایجاد کنند ضروری هستند، به طور تجربی آزمایش شدند که جاصل آن یک مدل ارزش و کسب و کار الکترونیکی براساس چهار متغیر زیر می باشد: کارایی، تازگی، مکمل ها و قفل کردن در بازار(اجازهورود ندادن به کسب و کار جدید) (آمیت وزوت،2001) (شکل کسب و کار الکترونیکیimage ebusiness).




طبقه بندی: مفاهیم کسب و کار الکترونیکی،  مقالات کسب و کار الکترونیکی،  کسب و کار،  تجارت الکترونیک،  کسب و کار الکترونیکی،  رفتار مشتری در کسب و کار،  تعریف کسب وکار الکترونیک، 
برچسب ها: مفهوم کسب و کار الکترونیکی، تجارت الکترونیکی،  
[ شنبه 31 مرداد 1394 ] [ 11:47 ب.ظ ] [ هانیه غفرانی ]
آموزش مدیریت ارتباط با مشتری 
کسب موفقیت در شرایط تجارت امروزی نیازمند برنامه ریزی بازاریابی بر روی تفاوتهای ارزشی است . در شرایط فعلی با وجود رقبای زیاد در بازار حضور موفق شما در قبال افزایش کمیت و کیفیت خدمات تضمین خواهد شد. خدماتی که می تواند بعد از انجام تراکنش مالی ادامه داشته باشد و باعث افزایش میزان رضایت مشتریان از شما شود که این خود زمینه وفادار کردن مشتریان را فراهم خواهد ساخت.
استفاده از ابزارهای مختلفی همچون پست الکترونیک، سیستم پیام های کوتاه و... به شما این امکان را می دهد با یک سیاست مدون به صورت مدوام با مشتریان خود در ارتباط باشید و نام کالا یا سازمان خود را همیشه در گوشه ای از ذهن مشتریان بالقوه خود نقش حک کنید. ضمن این که استفاده درست از سیستم های مدیریت الکترونیکی ارتباطات مشتریان می تواند نقش مهمی در افزایش اعتماد مشتریان فعلی و موجود شما داشته باشد به گونه ای که خرید او پایان یک راه نباشد بلکه آغاز یک تعهد قلمداد شود.

مدیریت منابع اطلاعات :
تغییر سیستم های بازاریابی سنتی به الکترونیکی این امکان را به وجود آورده است تا زمینه کاربردی شدن بانکهای اطلاعاتی در برنامه های بازاریابی فراهم گردد از این رو باید گفت مدیریت منابع اطلاعاتی در یک سیستم یکپارچه بازاریابی موضوعی است که نباید به آن بی توجه بود. جمع آوری داده های دریافتی از مشتریان، ترکیب، پردازش ، تحلیل و در نهایت تهیه گزارش های خروجی کاربردی کاری است که به کمک بانکهای اطلاعاتی قوی و پویا قابل انجام است و سازمان و مدیران آن را در یافتن راه حل های مختلف توسعه بازار یاری خواهد داد.
اطلاعات به شیوه های مختلفی می تواند وارد چرخه بانکهای اطلاعاتی شما گردند. این کار می تواند در قالب نظر سنجی و یا سیستم های انتقادات و پیشنهادات صورت گیرد.

آموزش راه دور برای مشتریان و کارمندان:
محیط وب این امکان را برای شما بوجود می آورد تا با استفاده از ابزارهای گوناگون تمام سرویس های آموزشی پس از خرید و دوره های گارانتی را با استفاده از آن به انجام برسانید. آموزش جدید ترین پیشرفتها در تولیدات شما و اطلاعات کاربردی مورد نیاز یک مشتری ساکن در نقطه ای دور دست هرگز به صورت حضوری به صرفه نیست اما وب به او این امکان را میدهد تا اطلاعات مورد نیاز خود را هر چه سریعتر با کیفیت تر و تکمیل تر و به صورت 24 ساته در اختیار داشته باشد. این شیوه یکی از بهترین گزینه ها در حفظ و تحکیم ارتباط مشتری با سازمان است. 
از جنبه دیگر باید گفت آموزش ها بازاریابی نه تنها در قبال مشتریان بلکه برای کارمندان دفاتر و نمایندگی های شما نیز ضروری است و با توجه به اینکه کسب و کار الکترونیکی کاری است که زمان در آن خیلی سرنوشت ساز است نباید به خاطر یک دوره آموزشی تمرکز نیروهای خود را به هم بزنید و آنها را مجبور به حضور در کلاس های خود کنید. شما می توانید با استفاده از آموزش های تحت وب مهارتهای کارمندان خود را در زمنیه های مختلف بالا ببرید و اطلاعات مربوط به مشاغل آنها را در اختیار آنها قرار دهید.
چیزی که مسلم است آموزش های راه دور امروزه در سطح وسیعی استفاده می شوند . و برای همسو شدن آنها با سیاستهای توسعه بازار در سیستم های بازاریابی در سه شاخه زیر مورد استفاده قرار می گیرند :
• ارتقا سطح حرفه ای پرسنل
• آموزش برای فروش بیشتر
• آموزش مشتریان و نمایندگی ها

پست الکترونیک :
توسعه سیستم های بازاریابی منجر به توسعه کاربری یکی از ابزارهای مهم وب یعنی پست الکترونیک شده است. در استفاده از پست الکترونیک باید به دوجنبه مختلف کاربری درون سازمانی و برون سازمانی آن توجه داشت.
کاربرد پست الکترونیک در بازاریابی وبی از حد پیامها و متن فراتر رفته و قابلیت انتقال پرونده های صدا ، گرافیک ، تصویر و نقشه ها را برای پشتیبانی از فرآیندهای پیچیده تجارت پیدا کرده است .
پست الکترونیک این روزها جایگاه و ارزش و اقعی خود را در بین مدیران و کارمندان فعال در شاخه های مختلف تجارت الکترونیک باز کرده است. پست الکترونیک در تمام سطوح سازمانی قابلیت استفاده دارد .
از دیدگاه برون سازمانی استفاده از پست الکترونیک در برقراری ارتباط مداوم و پایدار با مشتریان موثر است. با استفاده از این ابزار شما می توانید مدیریت دقیقی بر نامه های ارسالی به مشتریان خود داشته باشید و بدون اینکه باعث اذیت آنها شوید به آنها اجازه دهید هر وقت مایل بودند از اطلاعات شما برخوردار شوند ضمن اینکه می توانید این حس را به مشتریانتان منتقل کنید که آنها برای شما ارزشمند و قابل احترام هستند.

کمک به طراحی منابع سازمانها و موسسات بزرگ :
دستیابی به راه حل های جامع و کلان مدیریتی برای طراحی منابع سازمان زمینه تقویت پایه های آن را فراهم می کند و باعث حفظ موقعیت در صحنه رقابت می شود .
با این دیدگاه استفاده از برنامه های نوین بازاریابی می تواند نقش موثری در تعیین جایگاه سازمان در بازار داشته باشد پس از تعیین جایگاه و مشخص شدن عوامل و پارامتر های موثر در روند رقابتهای بین سازمانی می توان بهترین راه حل را برای مدیریت منابع سازمانی پیشنهاد کرد این موضوع می تواند شامل یک زیر ساخت نرم افزاری جامع برای کنترل و اتوماسیون کلیه فرایندهایی تجاری و اقتصادی سازمان باشد برخورداری از یک چنین سیستم های جامع و یکپارچه ای می تواند شیوه برخورد مدیران سازمان را با جریان اطلاعات برای گرفتن تصمیمات کلان و کارمندان رده های مختلف را برای توسعه در کمیت و کیفیت خدمات یاری رساند. ضمن اینکه به علت تامین مناسب اطلاعات مدیریت بر فرایندهای استراتژیک، فرایندهای بحرانی و ریسک پذیر بسیار آسانتر و با دقت تر خواهد بود.

کمک به اتوماسیون جریان تولید، فروش و توزیع کالا:
ابزارهای وب به قدری گسترده شده اند که به راحتی به شما این امکان را می دهند که کلیه حرکات و رفتارهای مشتریان خود را نظارت، کنترل و جهت دهی کنید.
شما با برخورداری از سیستم های بازاریابی الکترونیکی می توانید به راحتی سیستم های دریافت سفارشات خود را به صورت مستقیم در اختیار کارخانه و یا انبار خود قرار دهید و گزارش کنترل موجودی انبار خود را لحظه به لحظه در اختیار داشته باشید.
ضمن اینکه با توسعه روشهای فروش برخط هزینه های شما به صورت قابل توجهی پایین خواهد آمد و این خود می تواند سود اولیه شما در استفاده از این سیستم ها باشد. سیستم های بازاریابی الکترونیکی می توانند به سیستم توزیع شما نیز کمک کنند و سر و سامان مناسبی بدهند تا از این طریق نظارت دو طرفه شما و مشتری بر جریان توزیع و ارسال کالا فراهم گردد.

تحول مراکز تماس تلفنی و برخط :
مراکز خدمات مشتری در اکثربنگاههای اقتصادی به یک مرکز سودآوری تبدیل شده اند وجای خود را در حد یک امر ضروری در سازمان بازکرده اند . امروزه انجام خدمات بازاریابی بدون مراکز تماس مشتریان امری غیر قابل چشم پوشی است. شرکتها در هر اندازه و هر نوع فعالیت ، با داشتن مراکز تماس می توانند بهترین تلاش را در صحنه های رقابت تخصصی انجام دهند . یک مرکز تماس با طراحی خوب می تواند سازمان را توانایی های مختلفی از جمله موارد زیر را برای سازمان به ارمغان بیاورد :
• رشد رازداری و حفظ مشتری و اعتماد سازی نسبت به مجموعه سازمان.
• افزایش قابلیت رقابت از طریق بکارگیری مزایای تکنولوژی ها.
• بهره وری پرسنل از طریق پیوسته کردن فرآیندهای کسب و کار .





طبقه بندی: CRM،  مدیریت ارتباط با مشتریCRM،  کسب و کار الکترونیکی،  رفتار مصرف کننده در کسب وکار،  رفتار مشتری در کسب و کار،  رفتار مصرف کننده در کسب و کار، 
برچسب ها: مدیریت ارتباط با مشتری، ارتباط با مشتری، مدیریت الکترونیکی، CRM، آموزش مدیریت ارتباط با مشتری،  
[ یکشنبه 25 مرداد 1394 ] [ 10:37 ق.ظ ] [ هانیه غفرانی ]

روانشناسی رفتار مشتریان

روانشناسی رفتار خرید مشتریان نشان می دهد که چگونه و چرا چیزهایی مانند افکار، فرهنگ و انگیزش ها در خرید کالا و خدمات توسط مشتریان تاثیر می گذارد.

آیا می خواهید بدانید چرا بعضی ها چیزهایی را می خرند و بعضی ها نه؟ آیا می خواهید بدانید یک پیام تبلیغاتی چگونه بر انتخاب خریداران تاثیر می گذارند؟ اگر این چنین است بد نیست با شاخه ای رو به گسترش از علم بازاریابی به نام روانشناسی مشتریان آشنا شوید.


روانشناسی مشتریان حوزه ای تخصصی است که نقش افکار، عقاید، احساسات و قوه ادراک افراد را در خرید و نظرشان درباره کالا و خدمات بیان می کند.

متحصینی که در این زمینه فعالیت می کنند روی چیز هایی مانند فرایند تصمیم گیری، تهییج افکار عمومی و ایجاد انگیزه کار می کنند تا به شرکت ها و سازمان کمک کنند بفهمند چرا مردم بعضی چیز ها را می خرند و بعضی ها را نمی خرند.

نگاهی اجمالی به روانشناسی مصرف کنندگان

طبق مطالعات انجمن روانشناسی مشتریان ایالات متحده «یک متخصص روانشناسی رفتار مشتری، به کمک تئوری های علم روانشناسی برای درک بهتر مشتری راهی  پیدا می کند.» این رشته در حقیقت زیر مجموعه ای از رشته روانشناسی صنعتی است و همچنین با نام های روانشناسی مشتری، روانشناسی بازار و روانشناسی رفتار مشتری آنرا می شناسند.

روانشناس مشتری روی موضوعات مختلفی مطالعه می کند که شامل این موارد می شود:

  • مشتریان چگونه در وهله اول یک سازمان، بنگاه اقتصادی یا یک فروشگاه را انتخاب می کنند تا از آن خرید کنند و پس از آن چگونه کالا و خدمات مورد نیاز خود را انتخاب می کنند.
  • مطالعه فرایند استدلالی و احساساتی که در پشت پرده تصمیم گیری مشتری وجود دارد.
  • چگونه متغییر های محیطی مانند دوستان، فامیل، رسانه ها و فرهنگ بر تصمیم گیری برای خرید تاثیر می گذارند.
  • چه چیزی مردم را ترغیب می کند تا یک کالا را بر کالای دیگر ترجیح دهند و آنرا بخرند.
  • چگونه عوامل فردی و تفاوت های شخصیتی بر رفتار خرید و انتخاب آنها تاثیر می گذارد.
  • و اینکه چگونه یک بازار می تواند به شیوه ای موثر به مشتری هدف خود دست یابد.
یک روانشناس رفتار مشتری چه می کند؟

از آنجا که هر کسب و کاری باید مشتری خود را درک کند و بشناسد تا بتواند کالا ها و خدمات خود را بهینه کرده و به بهترین وجه در اختیار مشتری قرار دهد و بتواند به مشتریان هدف خود دست یابد نیاز هست که روانشناس رفتار مشتری، زمان زیادی را برای مطالعه رفتار مشتریان و راهکارهای جذب و حفط آنها صرف کند. این کار در مرحله اول از مطالعه و شناسایی مشتریان هدف برای یک محصول خاص شروع می شود که شامل جنسیت، سن و طبقه اجتماعی – اقتصادی مشتریان هدف می شود. پس از آن روانشناس رفتار مشتری احتمالاً تحقیقاتی را برای انواع محصولات و بازار هایی که پیام مناسبی به این قشر می فرستند و می تواند آنها را جذب کند آغاز می کند.




طبقه بندی: رفتار مصرف کننده در کسب و کار،  رفتار مشتری در کسب و کار، 
برچسب ها: روانشناسی رفتار مشتریان، رفتار مشتری، رفتا رمصرف کننده، کسب و کار، روانشناسی مصرف کنندگان،  
[ جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 08:38 ب.ظ ] [ هانیه غفرانی ]

مشتری مصرف کننده

تعاریف و تفاوت های مختلف از دو واژه «مشتری یا Customer» و «مصرف کننده یا Consumer»  در کسب و کارهای مختلف وجود دارد .


در بازاریابی باید تفاوت های بین مشتری و مصرف كننده را مد نظر قرار داد :
در مصرف كنند عوالی از قبیل اشتیاق - انتخاب - اعمال سلیقه - صرف زمان و انرژی و تعهد منتج به استفاده از یك محصول نیست و استفاده اجباری یا اتفاقی از محصول بدون واسطه هیچیك از این عوامل رخ داده و میتواند تكرار نگردد حال آنه كه مشتری به اتكای یك یا همگی این عوامل به خرید و استفاده محصول مبادرت نموده و قرار است این فرآیند را تكرار كند.
برای یك بازاریاب موفق تبدیل مصرف كننده به مشتری و حفظ و نگداری مشتری فعلی یك اصل خواهد بود.

لازم به ذکر است مفهوم مشتری و مصرف کننده  برای فروشندگان، بازاریابان، و صاحبان کسب و کار از اهمیت به سزایی برخوردار است.

تعریف مشتری- مشتری فردی واسطه بین فروشنده و مصرف کننده نهایی است و حتی می‌تواند خود مصرف کننده باشد.

تعریف مشتری- مشتری کسی است که کالای شما را می‌خرد و مصرف کننده فردی است که از محصول شما استفاده می‌کند؛

تعریف مشتری- مشتری کسی است که محصول یا خدمت را می‌خرد اما مصرف کننده فردی است که در نهایت از آن محصول یا خدمت خاص استفاده می‌کند؛


کدام برای شما مهم تر است؟ مشتری یا مصرف کننده؟

طبق تعاریف بالا مشتری کسی است که کالا را میخرد اما می تواند مصرف کننده نباشد. مثلا پدر و مادر برای فرزندشان بستنی می خرند، که در این حالت فرزند مصرف کننده است و پدر و مادر مشتری. حال اگر این پدر و مادر بستنی را خریداری و خودشان میل کنند در این حالت هم مصرف کننده و هم مشتری هستند.

فرض کنید می‌خواهید برای پدربزرگتان موبایل بخرید در اینصورت شما مشتری هستید و پدربزرگ شما مصرف کننده است. در اینصورت باید شما و سلایق شما برای موبایل فروش مهم باشد نه پدربزرگتان،

پس به نوعی می‌تواند گفت مشتری مصرف کننده بالقوه و بطور عکس مصرف کننده نیز مشتری بالقوه است.

اگر شما حتما محصول یا کالایی را بطور هدفمند و به دلیل نیازی که به آن دارید خرید کنید، در اقتصاد بیشتر شما را «مصرف کننده» می‌نامند تا مشتری. مصرف کنندگان بیشتر یک فرد یا خانواده هستند اما مشتریان فرد، سازمان، یا یک فروشنده دیگر هستند. در اقتصاد مصرف کنندگان در تقاضای محصولات دخیل هستند، در حالیکه چنین چیزی برای مشتریان صادق نیست. اما افکار مشتری و مصرف کننده مشابه یکدیگر است.

حال اگر شما در داروخانه کار کنید مشتریان و مصرف کنندگان شما چه کسانی هستند و هدف شما جذب کدامیک است؟

مسلما مشتری شما پزشکان هستند که تصمیم می‌گیرند و بیماران مصرف کنندگان نهایی هستند؛ پس هدف شما باید بر روی پزشکان معطوف باشد، و آنچه مورد نظر آنهاست را مهیا و سعی در جلب رضایت آنها داشته باشید.

مشتری کیست؟

Customer از واژه Custom به معنای «عادت» می‌‌آید. اگر دقت کرده باشید افراد یا سازمان‌هایی هستند که بطور مکرر از فروشگاه شما بازدید می‌کنند (همان مشتریان شما) و افراد دیگر بصورت گذری و اتفاقی وارد فروشگاه شما می‌شوند. مالک فروشگاه که شما باشید به دنبال جلب رضایت مشتریان هستید. در اینجا بین خریدار و فروشنده رابطه‌ای وجود دارد که به مفهوم انتظار خرید در آینده است. شعار معروف «حق همیشه با مشتری است» نیز در اینجا مصداق پیدا می‌کند.


تفاوت بین مشتری و مصرف کننده بر چگونگی داد و ستد محصولات شما تاثیرگذار است. مشتریان تنها زمانی محصول شما را می‌خرند که مصرف کنندگان آن را بخواهند، پس تلاش بازاریابی شما باید بر روی مصرف کننده نهایی معطوف باشد. اگر فروشگاه اسباب بازی فروشی دارید، باید اسباب بازی‌هایی داشته باشید که کودکان را جذب کند تا آنها باعث شوند پدر و مادرشان اقدام به خرید آن اسباب بازی کنند.


با تمام مطالب مطرح شده در اینباره نباید فراموش کرد که شما به عنوان یک فروشنده یا بازاریاب 

هرگز نباید هیچکدام از این دو مفهوم را کنار گذاشته و تنها بر روی یکی متمرکز شوید.




طبقه بندی: رفتار مصرف کننده در کسب وکار،  رفتار مشتری در کسب و کار،  روانشناسی رفتار مشتریان، 
برچسب ها: مشتری، مصرف کننده، کسب و کار، مشتری Customer مصرف کننده Consumer کسب و کار،  
[ جمعه 23 مرداد 1394 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ هانیه غفرانی ]
تحلیل رفتار مصرف کننده
تعریف رفتار مصرف کننده و مفاهیم کلیدی 
بررسی مدل رفتار خرید مصرف کننده  
 فرایند تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان و عوامل موثر بر آن
انواع تصمیمات خرید و درگیری مصرف کنندگان 
 عوامل تعیین کنندهٔ سطح درگیری 


رفتار مصرف کننده و مفاهیم کلیدی آن
رفتار مصرف کننده فعالیتهای ذهنی، احساسی و فیزیکی‌ای را که افراد هنگام خرید، استفاده و دور انداختن محصولات و خدماتی که برای ارضای نیازها و امیالشان به‌کار می گیرند شامل می‌شود .به عبارت دیگر رفتار مصرف کننده شامل مجموعه ای از فرآیند های روانی و فیزیکی است که قبل از خرید آغاز و بعد از مصرف نیز ادامه می یابد .در هر حوزهٔ مطالعاتی نظریه ها و فرضیه های اساسی وجود دارند که متخصصان برای هدایت نظریاتشان به سوی موضوع مورد نظر از آنها استفاده می‌کنند به منظور شناخت بهتر رفتار مصرف کننده هفت مفهوم اساسی را که مورد تأکید اکثر صاحب نظران این موضوع قرار گرفته است مورد بررسی قرار می دهیم. این مفاهیم به طور خلاصه عبارت اند از :
۱) رفتار مصرف کننده با انگیزه است. اساسیترین سئوال در مورد رفتار مصرف کننده چرایی رفتار مصرف کننده است. پاسخ این سئوال را می توان در تعریف رفتار مصرف کننده جستجو کرد، « به گونه‌ای که نیازها و خواسته‌هایشان ارضا شود». در مجموع رفتار مصرف کننده یک رفتار با انگیزه است که منظور از آن دستیابی به اهداف ویژه‌ای است. این انگیزه‌ها دو دسته هستند، یکی انگیزهٔ کار کردن که دلایل خرید یک محصول است و به عملکرد آن محصول مربوط می شود به گونه‌ای که به مصرف کننده کمک می‌کند تا به هدف دست یابد. به عنوان مثال انگیزهٔ کار کردن جدید برای یک اتومبیل سواری می‌تواند آسایش در جابه جایی، مسافرت و... باشد. انگیزهٔ دیگر، انگیزه های شخصی هستند که به خواسته‌های یک مصرف کننده برای بیان احساسات یا چیزهای دیگر مورد نظر وی مربوط می‌شوند. انگیزهٔ شخصی خرید نوع خاصی از خودروی سواری می‌تواند شهرت و یا زیبا دوستی فرد باشد.
۲) رفتار مصرف کننده شامل فعالیتهای زیادی می‌شود. هر مصرف کننده دارای افکار، احساسات، برنامه ها، تصمیمات و خرید های متعددی است. فردی که تنها به فعالیت خرید توجه می کند خیلی از فعالیتهای مرتبط با آن را نادیده گرفته است. در حالی که بازاریابان باید طیف وسیعی از فعالیتهای مصرف کننده شامل اندیشیدن به محصول، کسب اطلاعات، توجه به تبلیغات، خرید و کاربرد تا رضایت و رجوع مجدد مصرف کننده را مورد کنکاش قرار دهند.
۳) رفتار مصرف کننده یک فرایند است. همان گونه که در تعریف رفتار مصرف کننده بیان و در بالا نیز به آن اشاره شد، رفتار مصرف کننده یک سری فعالیتهایی را (انتخاب، خرید، مصرف و...) شامل می‌شود که در مراحل پیش از خرید، حین خرید و پس از خرید به صورت یک فرآیند مستمر در جریان است.
۴) رفتار مصرف کننده از لحاظ میزان صرف وقت و پیچیدگی متفاوت است. منظور از میزان صرف وقت در رفتار مصرف کننده عبارت است از مدت زمانی که طی آن تصمیمات خرید اتخاذ می‌شوند یا طول مدت زمان کل فرایند تصمیم گیری خرید و پیچیدگی رفتار مصرف کننده به تعداد فعالیتهای درگیر در یک تصمیم و مشکل بودن خود تصمیم اشاره دارد. بین مدت زمان و پیچیدگی تصمیم اغلب یک ارتباط مستقیم وجود دارد، یعنی در صورت ثابت بودن سایر شرایط و عوامل تآثیر گذار بر فرایند تصمیم گیری، هر چه پیچیدگی یک تصمیم بیشتر باشد، زمانی که برای کل فرایند مورد نیاز است بیشتر است. نکتهٔ مهم در مورد این دو عامل این است که زمان و پیچیدگی دو بعد فرایند تصمیم و رفتار مصرف کننده هستند که در مورد افراد مختلف و همچنین در موقعیتهای متفاوت مختلف هستند. به عنوان مثال ممکن است خرید یک خودرو در شرایط خاص برای فرد خاص پیچیدگی زیادی داشته باشد ولی در همان شرایط این تصمیم برای فرد دیگری یک فرایند ساده تلقی شود.
۵) رفتار مصرف کننده نقشهای مختلفی را شامل می‌شود. حداقل سه فعالیت کاملاً متفاوت در درون فرایند رفتار مصرف کننده شکل می‌گیرد و در ارتباط با هر کدام از این فعالیتها نقشی برای مصرف کننده ایجاد می شود.
▪ این سه نقش عبارت‌اند از:
الف) نقش تأثیر گذار بر خرید
ب) نقش خریدار
ج) نقش مصرف کننده
۶) رفتار مصرف کننده تحت تأثیر عوامل خارجی قرار دارد. فرایند تصمیم مصرف کننده به نوعی تحت تآثیر نیروهای خارجی است، البته این تأثیر به خودی خود بد یا خوب نیست. تعدادی از این نیروهای خارجی شامل فرهنگ، خرده فرهنگ، طبقه اجتماعی، خانواده، محیط بازاریابی و... هستند.
۷) رفتار مصرف کننده برای افراد مختلف فرق می‌کند. به علت وجود تفاوتهای فردی و همچنین تأثیر نیروهای خارجی متفاوت بر افراد مختلف، مصرف کنندگان دارای رفتارهای متنوعی هستند و این تفاوتها باعث مشکل شدن پیش بینی رفتار مصرف کننده، نحوهٔ پاسخگویی به آمیخته بازاریابی و... شده است.
● مدل رفتار خرید مصرف کننده
معمولاً هر مصرف کننده در هر روز با تصمیمات خرید زیادی مواجه است. بیشتر شرکتهایی که در بارهٔ رفتار خرید مصرف کنندگان به تحقیق می‌پردازند می‌کوشند در بارهٔ آنچه مصرف کنندگان می خرند روش و تعداد خرید، مکان خرید و علت خرید آنها پاسخهای مناسبی بیابند. بازاریابان می توانند برای یافتن پاسخهایی در مورد نوع خرید، مقدار و محل خرید مصرف کننده تحقیقات و مطالعاتی انجام دهند ولی آگاه شدن از علتهای رفتار مصرف کننده یا خریدار چندان ساده نیست زیرا اغلب پاسخهای مربوط به این سوالات در ذهن، فکر و مغز مصرف کننده وجود دارد.
نقطهٔ آغازین این مطالعات مدل محرک- پاسخ است. رفتار مصرف کننده بر این اساس شکل می گیرد که عوامل تحریک کننده و انگیزشی بسیاری به همراه عوامل و محرکهای بازاریابی (مقصود همان آمیخته بازاریابی) وارد جعبهٔ سیاه مصرف کننده می‌شوند و او واکنشهای مشخصی از خود نشان می‌دهد.
بازاریاب می‌خواهد بداند این محرکها چگونه تغییر می‌کنند و در داخل جعبهٔ سیاه مصرف کننده به‌صورت واکنشهای مختلف در می‌آیند.
جعبهٔ سیاه مصرف کننده از دو بخش تشکیل شده است.
نخست ویژگیهای شخصی خریدار است که بر شیوه‌ای که او این محرکها را به تصویر در می‌آورد و در برابر آنها از خود واکنش نشان می‌دهد اثر می‌گذارد و دوم فرایند تصمیم‌گیری خریدار است که بر رفتار او اثر می‌گذارد .
● فرایند تصمیم گیری خرید مصرف کننده
زمانی که کالایی خریداری می‌شود مصرف کننده معمولاٌ از فرایند تصمیم گیری که در پایین به آن اشاره شده است پیروی می‌کند.
۱) شناخت مشکل
۲) جمع آوری اطلاعات
۳) ارزیابی گزینه‌ها
۴) خرید
۵) ارزیابی پس از خرید
این پنج مرحله نشان دهندهٔ یک فرایند عمومی هستند که مصرف کننده از شناسایی یک محصول یا خدمت مورد نیاز تا ارزیابی آن و خرید طی می‌کند .این فرایند راهنمایی برای مطالعهٔ نحوهٔ تصمیم‌گیری مصرف کنندگان است. به یاد داشتن اینکه مصرف کننده در تصمیم گیری خود لزوماً نباید همهٔ این مراحل را طی کند نکته‌ای حایز اهمیت است. در حقیقت مصرف کننده هر لحظه ممکن است به این فرایند خاتمه دهد و حتی ممکن است خرید نکند. 
از دیگر مواردی که در فرایند خرید استنباط می‌شود این است که فرایند خرید پیش از تحقق خود خرید آغاز می‌شود و پس از انجام آن نیز ادامه دارد. بنابراین بازاریاب باید به‌جای توجه صرف به عواملی که موجب تصمیم‌گیری خرید می‌شود، به کل فرایند رفتار خرید مصرف کننده توجه کند .
۱)شناخت مشکل. 
اولین مرحله در فرایند تصمیم گیری مصرف کننده، شناخت مشکل است. مشکل زمانی شناسایی می شود که مصرف کننده اختلاف عمده‌ای میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب یا ایده‌آل خود احساس کند. مصرف کننده این وضعیت را به عنوان مشکل تلقی و سعی می کند آن را برطرف کند. شناسایی مشکل زمانی شروع می شود که مصرف کننده تحت تآثیر محرکهای درونی و بیرونی قرار دارد. این چنین خواسته هایی معمولاً توسط آگهی های تجاری و دیگر اقدامات تبلیغاتی ایجاد می شوند.
۲)جمع آوری اطلاعات. 
پس از شناسایی مشکل، مصرف کنندگان به جمع‌آوری اطلاعات در مورد گزینه‌های مختلف موجود، به منظور بر طرف کردن خواسته‌هایشان می‌پردازند. جمع آوری اطلاعات می‌تواند داخلی، خارجی یا به هر دو صورت باشد. جمع آوری اطلاعات داخلی عبارت است از فرایند یادآوری اطلاعات ذخیره شده در حافظه. این اطلاعات ذخیره شده تا حدود زیادی از تجربیات پیشین فرد از مصرف محصول نشأت می‌گیرد. در مقابل فرد در جمع آوری اطلاعات خارجی به دنبال اطلاعاتی است که در محیط خارجی وجود دارد. دو منبع عمدهٔ جمع آوری اطلاعات خارجی عبارت‌اند از منابع اطلاعاتی کنترل شده و کنترل نشدهٔ بازاریابی. منبع اطلاعاتی کنترل نشدهٔ بازاریابی، ارتباطی با تبلیغات بازاریابان در مورد محصول ندارد. 
به عنوان مثال فردی ممکن است کامپیوتر شخصی IBM را به دوستش توصیه کند، چون خود او آن را خریده و از آن راضی است. منابع اطلاعاتی کنترل نشدهٔ بازاریابی شامل تجربیات شخصی (آزمایش یا مشاهدهٔ کالای جدید)، منابع شخصی (خانواده، دوستان، آشنایان و یا بدهکاران) و منابع عمومی مانند کتابخانه‌های دانشگاهها و نظر مصرف کنندگان است. از سوی دیگر منبع اطلاعاتی کنترل شده شامل آگهی‌های تبلیغاتی  رسانه‌ها (مانند آگهی‌های رادیویی و تلویزیونی و همچنین آگهی های موجود در روزنامه‌ها و مجلات) پیشبرد فروش (مانند نمایشگاه، اعطای جایزه و ...)، فروشندگان و همچنین بسته بندی و برچسب روی محصولات است.
مقدار زمانی را که فرد صرف جمع آوری اطلاعات خارجی می کند وابسته به میزان خطر پذیری، معلومات، تجربیات پیشین و سطح رضایتی است که از مصرف کالا یا خدمت به دست می‌آورد. معمولاً هر قدر خرید کالا و خدمات خطر بیشتری داشته باشد، مصرف کنندگان بیشتر به مشاهده و جستجوی مارکهای گوناگون خواهند پرداخت.۳و۴) ارزیابی گزینه ها و خرید. 
پس از جمع آوری اطلاعات و دستیابی به مجموعهٔ گزینه هایی که می توانند به عنوان محصول مورد نظر انتخاب شوند مصرف کننده آمادهٔ تصمیم گیری است. مصرف کننده با استفاده از اطلاعات ذخیره شده در حافظهٔ خود و همچنین دستیابی به منابع خارجی، معیارهایی برای خود تعیین می کند . مشکل ممکن است کوچک یا بزرگ، ساده یا پیچیده باشد. که یک مشکل به دو طریق ممکن است بروز کند. حالت اول اینکه ایده‌آل‌های مصرف کننده ارتقا پیدا کنند (شناسایی فرصت) و حالت دوم اینکه وضعیت فعلی فرد تنزل کند (شناسایی نیاز)، که در هر حال میان وضعیت موجود مطلوب فرد فاصله ایجاد می شود.
هدف یک مدیر بازاریابی شناسایی عدم تبادل میان وضعیت دلخواه و وضعیت موجود مصرف کننده است. خواسته زمانی به وجود می آید که یک فرد نیازی برآورده نشده دارد و در عین حال کالا یا خدمت خاصی برای ارضای آن نیاز تعیین شده است. فرصت اغلب زمانی شناسایی می‌شود که مصرف کننده به دنبال کالاهای متفاوت یا محصولات با کیفیت بهتر و بالاتر باشد. این انتقال اغلب زمانی رخ می‌دهد که شرایط فرد به دلیلی تغییر کرده باشد، مثلاً به دانشگاه رفته یا شغل جدیدی را کسب کرده باشد. نیاز هم به چند روش قابل شناسایی است. 
به عنوان مثال زمانی که نیازهای جدیدی به وجود می‌آیند. مصرف کنندگان به‌راههای مختلف به خواسته‌های برآورده نشدهٔ خود پی می‌برند ولی دو روش عمده‌ای که مصرف کنندگان برای شناسایی این خواسته ها به کار می‌برند زمانی است که محصول موجود عملکرد مناسبی ندارد. همچنین مصرف کنندگان خواسته‌های برآورده نشدهٔ خود را با دیدن محصولاتی که در آینده تولید خواهند شد و یا شنیدن نکاتی در مورد آنها شناسایی می‌کنند.
این معیارها مصرف کننده را در ارزیابی و مقایسهٔ گزینه ها یاری می‌رساند.هدف مدیران بازاریابی تعیین مهمترین ویژگیهای تأثیر گذار بر انتخاب مصرف کننده است. چندین عامل به طور مشترک ارزیابی مصرف کننده از محصول را تحت تأثیر قرار می‌دهند. یک ویژگی مانند قیمت، به تنهایی برای توصیف چگونگی ارزیابی مصرف کننده کافی نیست. به علاوه ویژگیهایی که به نظر بازاریاب از اهمیت زیادی برخوردارند ممکن است برای مصرف کننده اهمیت چندانی نداشته باشد.
پس از ارزیابی گزینه ها ، مصرف کننده یا تصمیم به خرید یکی از محصولات را گرفته است و یا تصمیم می گیرد هیچ یک از محصولات را خریداری نکند. در صورتی که خریدی صورت گیرد. مرحلهٔ بعدی، ارزیابی محصول پس از خرید آن است .
۵) رفتار پس از خرید. 
زمانی که محصول خریداری می شود، مصرف کنندگان توقع نتایج معینی از خرید خود دارند. تفاوت میان انتظارات مصرف کننده و عملکرد کالا تعیین می کند که آیا مصرف کننده از خرید کالا راضی یا ناراضی است. اگر کالا در حد انتظار باشد، رضایت مصرف کننده تامین خواهد شد و اگر در حد انتظار او نباشد، مصرف کننده از خرید خود ناراضی و پشیمان خواهد شد و در صورتی که بیش ازحد انتظار باشد، رضایت و خشنودی مصرف کننده را به دنبال خواهد داشت. هر قدر فاصلهٔ میان انتظارات مصرف کننده و عملکرد کالا بیشتر باشد نارضایتی وی بیشتر خواهد بود.
به طور متوسط هر مشتری راضی از کالای شرکت، رضایت خود را به سه نفر انتقال می دهد در حالی که هر مشتری ناراضی، نارضایتی خود را به یازده نفر منتقل می کند، بنابراین شرکتها باید به طور منظم رضایت مشتری را اندازه‌گیری کنند.
زمانی که مردم احساس کنند میان ارزشها یا عقاید آنها و رفتارشان ناهماهنگی وجود دارد، احساس درونی به آنها دست می دهد که به آن نا هماهنگی شناختی گفته می شود. ناهماهنگی شناختی به این دلیل بروز می کند که شخص در می یابد کالای خریداری شده علاوه بر مزایا نقاط ضعفی هم دارد، مصرف کنندگان علاوه بر اینکه به دنبال اطلاعاتی هستند که نظرمثبتشان را در مورد کالای خریداری شده تقویت کنند از اطلاعاتی که با تصمیم گیری آنها تناقض داشته باشد هم اجتناب می کنند.
● عوامل موثر بر تصمیمات خرید مصرف کنندگان
همانگونه که در شکل ۳ دیده می شود، فرایند تصمیم گیری خرید تحت تاثیر دو دسته از عوامل، قابل کنترل و غیر قابل کنترل است که مهمترین آنها عبارت اند از عوامل فرهنگی- اجتماعی و گروهی، عوامل روانی و فردی، عوامل موقعیتی و عوامل مریوط به آمیخته بازاریابی .
● درگیری مصرف کننده
همانگونه که ملاحظه شد، انگیزهٔ مصرف کننده برای دستیابی به هدفی خاص، تحت تاثیر تلاشی است که وی صرف دستیابی به آن کالا یا خدمت می‌کند.
هر قدر مصرف کننده بیشتر اعتقاد داشته باشد که کالا یا خدمتی خاص برای ارضای وی مناسبتر است، انگیزهٔ بیشتری برای دستیابی به آن خواهد داشت. درگیری عبارت است از میزان اهمیتی که فرد برای یک محصول و مزایای آن در یک موقعیت خاص قایل است. درگیری تابعی از شخص،محصول و موقعیت است. ترکیبی از این موارد در زمانهای متفاوت می‌تواند بر انگیزهٔ مصرف کننده در دریافت اطلاعات مرتبط با محصول متفاوت باشد. زمانی که مصرف کنندگان قصد انجام کاری را دارند که نیازشان را برآورده سازد انگیزهٔ لازم برای دریافت و پردازش هر گونه اطلاعاتی را که دستیابی به هدف را برای آنها میسر سازد دارند. در حالی که یک فرد دیگر ممکن است خود را برای دستیابی به همان اطلاعات به زحمت نیندازد زیرا به نظر او این اطلاعات با نیازش ارتباطی ندارد .
● انواع تصمیمات خرید و درگیری مصرف کنندگان
تصمیمات خریدی که توسط مصرف کنندگان 
گرفته می‌شود در سه گروه زیر قرار دارند. تصمیم گیری پیچیده محدود و عادی یا روزمره:
۱) تصمیم‌گیری پیچیده. 
تصمیماتی که برای حل مسائل پیچیده اتخاذ می‌شود مطابقت زیادی با دیدگاههای سنتی تصمیم گیری دارد. فرایند تصمیم‌گیری برای حل مسائل پیچیده، معمولاً با انگیزهٔ دستیابی به کالای مناسب آغاز می‌شود. تصمیمات اتخاذ شده همواره با مقدار زیادی خطر همراه است. مصرف کننده سعی می‌کند در حد امکان اطلاعات موجود را، اعم از آنچه در حافظهٔ خود دارد(جستجوی داخلی) و همچنین منابع خارجی (جستجوی خارجی) جمع آوری کند. هر محصول بر اساس اهمیت تصمیم، به دقت ارزیابی می شود و میان ارزیابی اغلب با توجه به ویژگیهای یک مارک خاص و ملاحظهٔ نحوهٔ عملکرد مارک متناسب با وضعیت مطلوب، انتخاب صورت می‌گیرد.
۲) تصمیم‌گیری محدود. 
تصمیم‌گیری محدود معمولاً آسانتر و قابل درکتر است. خریداران انگیزهٔ چندانی برای جمع آوری اطلاعات ندارند و در ارزیابی گزینه‌ها سختگیری نمیکنند. آنها از قواعد ساده ای برای انتخاب یکی از گزینه‌ها استفاده میکنند. اینگونه روشهای شناختی باعث می شود که مصرف کنندگان به جای اینکه در آینده تصمیم گیری خود را از اول آغاز کنند، بتوانند از یک راهنمای عمومی بدین منظور استفاده کنند.
۳) تصمیم‌گیری عادی. 
هم در تصمیم‌گیری پیچیده و هم تصمیم‌گیری محدود، مقداری سنجش و جمع‌آوری اطلاعات صورت می‌گیرد. بسیاری از تصمیمات خرید به صورت عادی و روزمره و زمانیکه کالا درون قفسهٔ فروشگاه دیده میشود، گرفته میشوند. انتخاب اینگونه کالاها با حداقل تلاش و بدون آگاهی از ویژگیهای محصول و معمولاً خودکار صورت میگیرد. خرید بر اساس عادت و تکرار رفتار خرید، به مصرف کنندگان این امکان را میدهد که حداقل انرژی را صرف تصمیم گیری خرید این گونه کالاها کنند .
تصمیم‌گیری برای خرید کالاها و خدمات را در این سه طبقه میتوان توسط پنج عامل زیر بهتر مورد بررسی قرار داد: 
▪ میزان درگیری مصرف کننده،
▪ زمان هزینهٔ یک کالا یا خدمت،
▪ مقدار جمع آوری اطلاعات و تعداد گزینه های مورد نظر. 
شاید به جرأت بتوان گفت که سطح درگیری مصرف کننده مهمترین عامل تعیین کننده در طبقه بندی تصمیمات خرید است.
مصرف کنندگان زمانی با تصمیم گیری پیچیده مواجه میشوند که بخواهند محصولی گران قیمت را که آشنایی چندانی هم نسبت به آن ندارند خریداری کنند. این فرایند پیچیده ترین نوع تصمیم گیری در خرید است. در این تصمیم گیری مصرف کنندگان تا حدود زیادی با محصول درگیر می شوند.
فرایند تصمیم گیری پیچیده شبیه همان مراحلی است که در ابتدای بحث مطرح شد، یعنی شناسایی مشکل، جمع آوری اطلاعات، ارزیابی گزینه ها، خرید و رفتار پس از خرید. این امر مستلزم آن است که مصرف کننده تصمیم درستی اتخاذ کند. بنابراین باید اطلاعات زیادی را در مورد محصول و مارکهای موجود جمع آوری کنند و مورد ارزیابی قرار دهند. خریداران از معیارهای متعددی برای ارزیابی گزینههای موجود استفاده می‌کنند، همچنین زمان زیادی نیز به جمع آوری اطلاعات اختصاص می دهند. به عنوان مثال خرید یک ماشین یا خانه نیازمند تصمیم گیری پیچیده است .
● عوامل تعیین کنندهٔ سطح درگیری مصرف کننده
▪ سطح درگیری در خرید وابسته به پنج عامل زیر است.
ز تجربیات قبلی، میزان علاقه، خطر پذیری، موقعیت و دیدگاه اجتماعی .
۱) تجربیات پیشین. 
زمانی که مصرف کنندگان در مورد کالا یا خدمتی تجربهٔ قبلی دارند، معمولاً پس از مصرف نمونه‌های آزمایشی کالا می‌آموزند که به سرعت کالای مورد نظر را انتخاب کنند زیرا با محصول آشنا می‌شوند و در می‌یابند که آن کالا می‌تواند نیاز آنها را برآورده کند و به همین دلیل سطح درگیری کاهش می یابد.
۲) علاقه. 
سطح درگیری مستقیماً با علاقهٔ آنها ارتباط دارد. به عنوان مثال برخی از مردم به اتومبیل علاقه مند هستند و بعضی به موسیقی و... معمولاً موضوعات گوناگونی که افراد به آنها علاقه مند هستند از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
۳) خطر پذیری. 
هر قدر خطر پذیری شخصی در خرید یک محصول افزایش یابد سطح درگیری مصرف کنندگان نیز افزایش ی‌یابد. انواع خطر هایی که مصرف کنندگان با آن سرو کار دارند عبارت اند از خطر مالی، خطر اجتماعی و خطر روانی. خطر مالی به مورد از دست دادن ثروت یا قدرت خرید شخص اشاره دارد، زیرا خطر زیاد با خرید گران قیمت در ارتباط است. به همین دلیل مصرف کنندگان بسیار متمایل به درگیری با کالاها هستند. به عنوان مثال فردی که می خواهد خانه ای خریداری کند زمان و تلاش زیادی برای تصمیم گیری صحیح صرف می کند.
مصرف کنندگان زمانی پذیرای خطر اجتماعی هستند که خریداری کالا بتواند بر عقیده و نظر مردم نسبت به آنها تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، رانندگی با یک ماشین کهنه و تصادفی می تواند بر نظر مردم نسبت به شخص تأثیر داشته باشد. همچنین مصرف کنندگان زمانی متحمل خطر روانی می شوند که احساس کنند تصمیم گیری اشتباه می تواند موجب اضطراب و نگرانی شود. به عنوان مثال می توان به والدین کارمند اشاره کرد که برای نگهداری از فرزندانشان می توانند پرستار استخدام کنند یا او را به مهد بسپارند.
۴) موقعیت. 
شرایط خرید ممکن است از یک تصمیم گیری کم درگیری به تصمیم گیری پردرگیری مبدل شود. به عنوان مثال فردی برای ناهار روزانهٔ خود ساندویچ مصرف می کند ولی زمانی که همراه با رییس خود برای صرف غذا می رود او را به یک رستوران مجلل دعوت می کند.
۵) قابلیت رویت پذیری اجتماعی. 
هر قدر قابلیت رویت پذیری اجتماعی یک محصول افزایش یابد، سطح درگیری با آن محصول نیز افزایش می یابد. محصولات اغلب نشان دهندهٔ موقعیت اجتماعی صاحبان خود هستند. کالاهایی مانند لباس (با مارک معروف) ماشین و...بیانگر موقعیت اجتماعی شخص هستند و بنابراین خطر اجتماعی با خود همراه دارند.






طبقه بندی: کسب و کار الکترونیکیEbusiness،  رفتار مصرف کننده در کسب و کار،  روانشناسی رفتار مشتریان،  رفتار مشتری در کسب و کار، 
برچسب ها: رفتار مصرف کننده، تعریف رفتار مصرف کننده و مفاهیم کلیدی، بررسی مدل رفتار خرید مصرف کننده، فرایند تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان، تحلیل سیستماتیک رفتار مصرف کننده،  
[ چهارشنبه 21 مرداد 1394 ] [ 04:25 ب.ظ ] [ هانیه غفرانی ]
.: Weblog Themes By Ebusinesscenter :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :