تبلیغات
آموزش کسب و کار الکترونیکی،کسب و کار اینترنتی،سئو و بهینه سازی سایت، بازاریابی مجازی اینترنتی-هانیه غفرانی - مطالب مقالات کسب و کار الکترونیکی
منوی اصلی
آموزش کسب و کار الکترونیکی،کسب و کار اینترنتی،سئو و بهینه سازی سایت، بازاریابی مجازی اینترنتی-هانیه غفرانی
آموزش کسب و کار الکترونیکی,تجارت الکترونیکی،E-BUSINESS، بهینه سازی سایت،سئو
  • هانیه غفرانی دوشنبه 23 شهریور 1394 02:37 ب.ظ نظرات ()

    امروزه تغییرات عمده‌ای به‌ وجود آمده و جنگ‌های تجاری بسیاری در سراسر جهان به وقوع پیوسته است. همه کس، در همه جا، وضعیت تجاری رقیب را دنبال می‌کند. این بدان معنی است که: به کارگیری اصول جنگ بازار، از همیشه مهم‌تر شده است. شرکت‌ها باید چگونگی مقابله با رقبا را دانسته، عیب‌هایشان را کشف و از قدرت گرفتن آن‌ها جلوگیری کند.


    بازار تجاری جنگی است که در آن رقبا دشمن هستند و مشتری، سرزمینی است که باید فتح شود. 

    حقیقت بازار تجاری امروز، خدمت‌رسانی به مشتریان نیست بلکه: تاختن، گول زدن و جنگیدن با رقباست.


    آن‌ها باید استراتژی صحیحی را دنبال کنند؛ در اینجا تفاوت نمی‌کند که شرکت کوچک، متوسط و بزرگ باشد. باید استراتژی خاصی تدارک دید که با شرایط موجود بتوان در قرن بیست‌ و یکم، به فعالیت‌های تجاری و کسب و کار ادامه داد. این‌ها آموزش‌ هایی است که، در هیچ یک از دانشگاه‌های اقتصاد و تجارت جهان، تدریس نمی‌شود.

    اصل قدرت
    تاکنون بارها شنیده‌اید که می‌گویند: رسیدن به اوج بسیار آسانتر از ماندن در اوج است. این جمله را فراموش کنید! این یک حساب ساده ریاضی است، که از طرف آن دسته از مردم که به علم اجتماع بیشتر علاقه دارند تا واقعیت‌های دنیای تجارت، گفته می‌شود؛ اما ایستادن در اوج از رسیدن به آن آسانتر است. فرماندهان می‌توانند از اصل برتری قوا امتیاز کسب کنند. هیچ یک از اصول جنگ، اساسی‌تر از اصل برتری قوا نیست. قانون جنگل این است:

     ماهی بزرگ، ماهی کوچک را می‌خورد و شرکت بزرگ، شرکت کوچک را.

    محاسبات ریاضی در رقابت‌های تجاری
    چه اتفاقی می‌افتد اگر یک فولکس واگن با یک اتوبوس از روبه‌رو تصادف کند؟ تنها چند خراش سطحی بر روی سپر اتوبوس به وجود می‌آید؛ درحالی که فولکس واگن به‌طور کامل درهم می‌شکند. هرچه وسیله نقلیه بزرگتر باشد، زیان‌های وارده به نقلیه دیگر بیشتر است.

     وقتی که حادثه‌ای رخ می دهد، سرعت وسایل نقلیه تغییر می‌کند و این قانون اصلی فیزیک است که همواره وسیله نقلیه بزرگتر و سنگین‌تر، نسبت به وسیله نقلیه کوچکتر و سبک‌تر، آسیب کمتری می‌بیند.

    وقتی دو شرکت رو‌در‌‌روی هم قرار می‌گیرند، همان اصل بالا نتیجه بخش خواهد بود. دریک سرزمین دست‌نخورده، آن شرکتی که از بازاریابی بهتری برخوردار است، سهم بیشتری از فروش را به دست می‌آورد. در تقسیم بازار فروش، شرکت نیرومند، سهم شرکت کوچکتر را از آن خود خواهد کرد؛ زیرا شرکت بزرگتر از عهده بودجه تبلیغاتی بیشتر، تشکیلات تحقیق بازار بزرگتر، بازاریابی بهتر و غیره برمی‌آید. تعجبی نداردکه پول‌دار، پول‌دارتر و فقیر، فقیرتر می‌شود.

    E-BUSINESS
    آیا با این وضعیت، آینده‌ای برای شرکت‌های کوچکتر وجود دارد؟ البته که وجود دارد! شرکت های کوچکتر ( باسهم بازار کمتر)، نیاز دارند که مانند فرماندهان میدان نبرد فکر کنند. آن‌ها باید اولین اصل جنگ را همواره در اندیشه خود داشته باشند؛ « اصل برتری قوا»! ناپلئون می‌گوید:

    « هنر جنگ با نفرات کمتر، عبارتست از: همیشه در مقایسه با دشمن، نیروی بیشتری در منطقه حمله یا دفاع داشته باشی».


    زبان دنیای تجارت، زبان نظامی‌گری است

     

    استدلال نادرست نیروی انسانی بهتر
    خیلی ساده است که همکاران خود را قانع سازیم که حتی در وضعیت نابرابر، کارمندان بهتر پیروز می‌شوند. این چیزی است که آن ها دوست دارند بشنوند. ما هم قبول داریم که کیفیت به همان اندازه مهم است که کمیت؛ اما برتری قوا (کمیت) یک امتیاز بسیار بزرگ است که بر کیفیت غلبه می‌کند. هیچ تردیدی نیست که ضعیف‌ترین تیم در لیگ فوتبال ، می‌تواند قوی‌ترین تیم لیگ را شکست دهد؛ در صورتی که ۱۵ نفر در مقابل ۱۱ نفر بازی کنند.

    هنوز شرکت‌های بسیاری هستند که معتقدند با نیروی بهتر می‌توان موفق شد. آن‌ها اعتقاد دارند که با استخدام نیروی برتر نسبت به رقبا و آموزش آن‌ها، می‌توانند در راس هرم بمانند. به‌طور قطع، امکان دارد که تعداد معدودی از نیروهای برتر را گردآوری کرد؛ اما هرچه شرکت بزرگتر باشد، امکان گردآوری این نیروها نیز کمتر می‌شود و اما زمانی که به غول‌های تجاری می‌رسیم، امکان گردآوری برترین‌ها، به صفر می‌رسد. در آخرین سرشماری‌، مشخص شد که شرکت ای.بی.ام، ۳۴۹۵۴۵ نفر در استخدام دارد که به‌سرعت بیشتر می‌شود.

    ای.بی.ام در جنگ کامپیوتر پیروز است زیرا از شیوه آیزونهاور استفاده می‌کند. وقتی رقیب دو نفر نیرو دارد، این شرکت چهار نفر و زمانی که چهار نفر در شرکت رقیب کار می‌کنند، این شرکت هشت نفر در استخدام خود دارد.

    استدلال نادرست محصول بهتر
    استدلال نادرست دیگری که اغلب مدیران تجاری به آن باور دارند این است که محصول بهتر، در جنگ بازار پیروز خواهد شد. در پس اندیشه بسیاری از مدیران تجاری، این طرز فکر که حقیقت سرانجام کشف خواهد شد، وجود دارد. به بیان دیگر: اگر حقیقت با ما باشد، تنها به یک شرکت تبلیغاتی خوب که بتواند این حقایق را به مشتریان برساند و همچنین بازاریابان خوبی که بتوانند فروش را کامل کنند نیاز داریم.

    ما با این نگرش که شرکت‌های تبلیغاتی یا بازاریابان، می‌توانند حقایق را آن‌طور که صاحب کالا می‌خواهد – به خریداران منتقل کنند و بدبینی‌ها را از ذهن آن ها پاک کنند موافق نیستیم؛ خود را به حماقت نزنیم، بدبینی‌ها با یک تبلیغ و یا تلاش بازاریابان از بین نمی‌رود. حقیقت چیست؟

     در درون هر انسان اندکی بدبینی وجود دارد. وقتی که آن‌ها نمایش تبلیغاتی شما را می‌بینند و یا ادعاهای بازاریابی شما را می‌شنوند با خود می‌گویند: آیا آن ها درست می‌گویند یا نه؟ بیهوده‌ترین کار در دنیای تجاری امروز این است که بخواهید نگرش مشتریان را تغییر دهید. وقتی ذهنیتی شکل گرفت، تغییر آن تقریبا غیر ممکن است. حقیقت چیزی است که در اندیشه مشتری وجود دارد. ممکن است آن چیزی که شما فکر می‌کنید نباشد؛ اما آن تنها حقیقتی است که شما می‌توانید روی آن کار کنید.

    حتی اگر شما بتوانید خود را قانع کنید که محصول بهتری دارید، او به این فکر می‌افتد که اگر کامپیوتر شما بهتر از ای.بی.ام است چرا شما در راس نیستید؟حتی اگر بتوانید بعضی بدبینی‌ها را ازبین ببرید، چون در ردیف اول قرار ندارید همیشه از نگاه بدبینی‌ها مورد ارزیابی قرار می‌گیرید.

    این یک فریب است که باور کنیم که محصول بهتر، در درازمدت برنده خواهد بود. تاریخ چه نظامی و چه تجاری، به قلم برندگان نوشته می‌شود نه بازندگان. ممکن است این نکته درست باشد که برندگان اغلب محصول بهتری تولید می‌کنند؛ اما این دلیل اصلی پیروزی آن‌ها نیست.

    دوران جدید رقابت
    زبان دنیای تجارت، زبان نظامی‌گری است. برنامه تبلیغاتی شلیک می‌کنیم! مثل ژنرال‌ها صحبت و رفتار می‌کنیم! اما مانند آن‌ها فکر و طراحی نمی‌کنیم. زمان آن رسیده که اصول استراتژی نظامی را در برنامه‌های تجاری قرار دهیم و شانس موفقیت را بیافزاییم.


    اکنون تغییرات عمده‌ای به‌ وجود آمده و جنگ‌های تجاری بسیاری در سراسر جهان به وقوع پیوسته است

     


    ماهیت منطقه نبرد
    جنگ‌های تجاری، نه در قفسه داروخانه‌ها و یا فروشگاه‌ها و نه در مراکز خرید، بلکه در مغز مشتریان به وقوع می‌پیوندد. مغز مشتریان، منطقه نبرد است؛ منطقه ای که بی ثبات و دستیابی به آن بسیار مشکل است.

    فرماندهان دنیای تجارت
    دنیای تجارت، امروز به «فیلد مارشال هایی» نیازمند است که برنامه ریزی و هدایت بازار را به عهده بگیرند و دارای صفاتی مانند: قابلیت انعطاف، توان فکری و جسارت فراوان باشند.



    جنگ عنوان ها
    جنگ نوشابه، جنگ کولا و جنگ همبرگر نمونه هایی از روزنامه نگاری با زبان نظامی است؛ اما در زیر این عنوان‌ها، نویسنده، اصول نظامی‌گری را به کل رد می‌کند.

    «پپسی کولا» در حال پیروز شدن بر «کوکاکولا» است. دلیل اصلی آن نیز عدم توانایی کوکاکولا، در بهره‌گیری از امتیازات استراتژیک خود است.

    «مک‌دونالدز» همچنان پرفروش بازار برگر حاکم است. اما، «برگر کینگ» و « وندیز» با به‌کار گرفتن بعضی از اصول جنگ تجاری، درحال پیشروی هستند.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 23 شهریور 1394 03:26 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هانیه غفرانی شنبه 31 مرداد 1394 11:47 ب.ظ نظرات ()

    واژه کسب و کار الکترونیکی برای نخستین بار در سال 1997 توسط شرکت IBM مطرح گردید. کسب و کار الکترونیکی مفهوم عام تر از تجارت الکترونیکی را در بر می گیرد. تجارت الکترونیکی بیشتر تکیه بر ارتباط بیرونی بنگاه با فرد دارد، در حالی که کسب و کار الکترونیکی علاوه بر ارتباطات بیرونی به راهکار دورن سازمان نیز اشاره دارد و شامل تجارت الکترونیکی هوشمندسازی تجاری و مدیریت ارتباط با مشتری  می شود.

    در لانگمن  کسب و کار الکترونیکی را شامل سازمانی که کالایی را می فروشد یا خدماتی را ارائه می دهد، می داند. این فرهنگ لغت در تعریفی دیگر از این واژه، آن را به معنای حرفه، وظیفه یا کار معمول یک فرد، معرفی می کند. بنابراین کسب و کار عبارت است از هرگونه فعالیت تجاری که با هدف کسب سود، به عنوان شغل عمومی، حرفه، کار یا نقش یک فرد در جامعه صورت می گیرد. از طرفی بنا به تعریف آکسفورد از کسب و کار، می توان نتیجه گرفت که کسب و کار علاوه بر فعالیت های بازرگانی و مبادله می تواند سایر فعالیت های یک سازمان تجاری را نیز شامل شود. از جمله این بخش ها می توان به مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت زنجیره عرضه اشاره کرد.(توربان،2004)

    از تعاریف کسب و کار الکترونیکی می توان به موارد زیر اشاره کرد:


    -         کسب و کار الکترونیکی حوزه وسیع تری از تجارت الکترونیکی است که شامل خدمات مشتری(مدیریت ارتباط با مشتری) و فرآیندهای بین شرکای تجاری(مدیریت زنجیره تامین) نیز می شود. کسب و کار الکترونیکی  اغلب به جای تجارت الکترونیکی و بالعکس به کار می رود.(توربان،2004)

    -         تبدیل و تحول فرآیندهای کلیدی کسب و کار از طریق استفاده از فناوری اینترنت(آی بی ام،2000)

    -         یکپارچگی و انعطاف پذیری بیش از پیش طرح ها، فرآیندها، تجهیزات و سیستم های تجاری که در راستای برآورده سازی نیاز های در حال تغییر مشتریان صورت می گیرد. (کاکاکوتا،2001)

    -         کسب و کار الکترونیکی تنها به تجارت الکترونیکی محدود نیست؛ یعنی، تمامی فعالیت های یک شرکت را الکترونیکی می کند؛ به طور خلاصه کسب و کار الکترونیکی تلفیق سیستم ها، فرآیندها، زنجیره های تامین و کل بازار با استفاده از اصول و فناوری های مرتبط با استفاده از ابزار اینترنت است.

    ادبیات مربوط به مدل کسب و کار الکترونیکی مزایای بسیاری دارد، اما نسبتاً عاری از نظریه است و بنابراین دچار کمبود غنا (عمق) و انسجام در چارچوب های کسب و کار الکترونیکی و ایجاد ارزش است. یکی از متونی که نمی توان آن را متهم به فقدان پایه نظری دانست، نظریه آمیت و زوت (2001) در مورد چگونگی ایجاد ارزش توسط کسب و کارهای الکترونیکی است. درک محرک های در پشت ایجاد ارزش در کسب و کار الکترونیکی نیازمند استفاده از بازه ای از نظریه های مختلف و یکپارچه سازی آنها در چارچوب ایجاد ارزش است، که از جمله این نظریه ها تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش (پورتر،1985)، نوآوری شومپیترینی (شومپیتر،1934)، دیدگاه منبع- محور (بارنی،1991)، نظریه شبکه های استراتژیک (برت،1992) و صرفه جویی های هزینه داد و ستد (ویلیامسون،1975) می باشند. این منظرها، که از نظر نویسندگان، همگی برای درک کل عمق و وسعتی که کسب و کار الکترونیکی می تواند ارزش را ایجاد کنند ضروری هستند، به طور تجربی آزمایش شدند که جاصل آن یک مدل ارزش و کسب و کار الکترونیکی براساس چهار متغیر زیر می باشد: کارایی، تازگی، مکمل ها و قفل کردن در بازار(اجازهورود ندادن به کسب و کار جدید) (آمیت وزوت،2001) (شکل کسب و کار الکترونیکیimage ebusiness).

    آخرین ویرایش: یکشنبه 1 شهریور 1394 12:37 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هانیه غفرانی جمعه 23 مرداد 1394 08:46 ب.ظ نظرات ()

    it is probably not because of the quality of the coffee.

    مقاله مرتبط با کسب و کار الکترونیکی

    آموزش کسب و کار الکترونیکی

     The quality of the coffee is not really that important. There are other psychological and emotional reasons why Starbucks is so successful worldwide.

    After all, contrary to what most people believe, we all make purchase decisions emotionally and then (sometimes) justify them rationally. This is true in B2B and B2C, it is true for $1 or for $1 Billion purchases. And it is critical for all marketers to understand.

    Is Starbucks Coffee of Better Quality
    When Starbucks launched, there were not very many places in the US where you could get espresso-based coffee like Lattes or Cappuccinos. this was a big part of Starbucks’ novelty.

    Starbucks takes pride in their own roast, which is darker than most coffee shops – in between normal roast and French (espresso) roast which results of more of the oils coming out of the bean and caramelizing but also slightly more bitter taste. Just recently Starbucks started selling its blond roast, which offers a more traditional flavor.

    Given the company size, it would be difficult to maintain top quality, even if they tried. In general, most people who know about coffee would agree Starbucks is never as good as fresh roasted premium coffee you can get at many small coffee shops. One exception is the coffee you can find at certain Starbucks locations that use the Clover brewing machine, which is quite good.

    Blind taste tests have shown the average American prefers Dunkin Donuts or McDonald’s coffee to Starbucks coffee.

    So why are so many people addicted to Starbucks? There is nothing extraordinary in their coffee beans, and no special coffee or extra ingredients that that produce addition aside from caffeine. Their success, and customers’ addiction with the brand does not come from the coffee…

    Coffee Experience is more Important than Actual Coffee Quality.

    Three main factors contribute:

    1. Coffee Buying Experience. Howard Shultz (Starbucks Founder) spent a lot of effort not only in the beverage itself but in the entire coffee buying experience.

    This is why Starbucks locations around the world consistently have a good atmosphere, indirect lighting, relaxing music in the background, great aromas, and friendly ‘baristas‘.

    This is also why their coffee has unique names. At Starbucks you don’t order a simple black coffee, you order a Pike Place blend venti. Rites, names and processes are important part of customer experience.

    2. Personal Reward . Psychologists believe a big part of Starbucks’ success comes from the desire to reward yourself. Before a long day of work, you deserve to treat yourself to a nice Grande Cappucino. It’s a little daily splurge that most people can afford.

    Behavioral psychologist Dan Ariely has proven how our brain tricks us into enjoying things more if we believe they are better. This means that even if the coffee at Starbucks is not actually scientifically better than the average coffee, the combination of the brand, the experience and your belief that it is probably better makes your brain actually taste it as better coffee and enjoy it more than an average coffee. This is why blind tests are important, because your taste buds will go with your brain bias.

    In other words, perception is reality.

    3. Familiarity – When you are running to work, and you need your morning Joe, it is hard to think about multiple coffee shops, evaluate them and decide on one. The default answer to ‘morning coffee’ is ‘Starbucks’. This is the power of branding and positioning.

    When you are in a different city, going to Starbucks is lower risk: you know the coffee is OK (at least, or at least you think that), you know what to expect, you know they probably also have pastries and other items you may be looking for. It is a decision with lower risk than going to an unknown place that may or may not have good coffee.

    So no, Starbucks does not have better coffee, but it will taste better for you if you believe it. I drive an extra 5 minutes to get to the best coffee I can find, but I am as susceptible to my brain driving and my emotions driving my buying decisions as anyone else.

    Commodities and Differentiation

    Before Starbucks, Coffee was a commodity. Most restaurants or diners would sell a cup for about a buck. It was a commodity. Coffee was just coffee. After all, coffee beans are traded in commodities markets around the world with fairly standard pricing.

    And yet, Starbucks charges $2, #3 up to $6 for a cup of coffee that has the same basic commodity ingredients. The genius of Howard Shultz was looking at emotions and experience to create value for customers.

    A commodities market is one where marketers have run out of ideas to create value for customers.

    The most important lesson is that marketing, brands and experiences create real value for customers beyond the intrinsic value of the product.

    CMOs and Marketing Leaders should ask themselves: Do I understand how my products make your customer 
    feel? Have I explored all the emotional and experiental ways to create differentiated value around our products
    and services


    Enjoy your next cup
    e-business






    آخرین ویرایش: چهارشنبه 4 شهریور 1394 09:13 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هانیه غفرانی شنبه 3 مرداد 1394 02:37 ب.ظ نظرات ()
    هوشمندی کسب‌ و کارe-business
     هوشمندی کسب و کار عاملی موثر برای تحلیل هدفمند کسب و کار و تحلیل رقبای سازمان به منظور اخذ تصمیمات راهبردی و حتی چرخشهای آنی می باشد. هوشمندی کسب و کار در اصل کاربرد تجاری داده‌ کاوی (DATA MINING) شامل تجزیه و تحلیل داده‌ های آماری مربوط به وضعیت کسب و کار و محیط پیرامون سازمان است. در سالهای اخیر، هوشمندی کسب و کار به یکی از مفاهیم اساسی مدیریت تبدل شده و در سازمان های پیشرو با فرهنگ سازمانی عجین شده است. افزایش هوشمندی کسب و کار، سازمان را نسب به اطلاعات محیط کسب و کار آگاه نموده، امکان تجزیه و تحلیل صحیح و به موقع داده ها و اطلاعات را فراهم می آورد. نتایج حاصله در قالب فرمها و گزارشات مناسب ذخیره و در مواقع مقتضی بعنوان حق انتخاب برای تصمیم سازی بیشتر، در دسترس مدیران قرار می گیرد. از این طریق جریان تبادل اطلاعات و دانش در بستر سازمان تسریع شده؛ کارائی و اثربخشی در خصوص فرایند تفکر جمعی و تصمیم گیری بهبود می یابد. بنابراین مدیران سازمان با ادراک بهتر محیط پرچــــالش کسب و کار می توانند از طریق مهارتها، کاربردها و فناوری ها، داده ها و اطلاعات مرتبط با توانمندیها، نقاط قوت و ضعف و روند کار رقبا را مورد ارزیابی قرار دهند. بدین ترتیب تصمیم گیران در جهت ایجاد راهبرد متناسب با خط مشی اصلی سازمان اقدام کرده تا در محیط پر چالش کسب و کار امکان حضور و رقابت را تامین کنند. سازمانهای هوشمند راهبرد رقبا را بهتر و سریعتر پیش بینی و تحلیل کرده، از شکستها و موفقیتها درس می گیرند. سیستم‌های هوشمندی کسب و کار، امکان استخراج الگوهای عملکردی و رفتاری از داده‌های موجود در مراکز داده را فراهم می‌نمایند. این الگوها در تهیه گزازشات به منظور تصمیم سازی راهبردی و برنامه‌ریزی به مدیران کمک می‌نمایند. از جمله کاربردهای سیستم‌های مبتنی بر هوشمندی کسب و کار را می توان استخراج و تحلیل داده ها از منابع متعدد نظیر سیستم‌های برنامه ریزی منابع سازمان، مدیریت ارتباط مشتری، مدیریت زنجیره تامین، چرخه اتوماسیون اداری و اطلاعات بازار کسب و کار به منظور شناسایی الگوها و تشخیص مسائل عنوان نمود.
    ● تعریف هوشمندی کسب‌ و کار
    رویکرد سازمان‌ها به سمت بهره گیری از هوشمندی کسب و کار گرایش پیدا کرده است. در واقع سازمانها سایر پارادایمها را بر اساس موازین هوشمندی کسب و کار هم-جهت می کنند. هوشمندی کسب و کار، کاربرد تجاری داده‌کاوی شامل تجزیه و تحلیل داده‌ های آماری وضعیت کسب و کار سازمان است. در حالی که داده کاوی به جنبه فنی تحلیل و ارزیابی اشاره دارد، هوشمندی کسب و کار به جنبه‌های کاربردی مربوط به امور کسب و کار می‌پردازد. در واقع هوشمندی کسب و کار، مجموعه مهارتها، کاربردها، فناوری‌ ها و عملکردهایی برای ذخیره، بازیابی، تجزیه و تحلیل داده، اطلاعات و دانش در سازمان و محیط کسب و کار در جهت کمک به فرایند تصمیم سازی از طریق ارزیابی و تحلیل به منظور افزایش کارایی و اثربخشی برای گسترش توانایی رقابتی سازمان است. این مهارتها، کاربردها، فناوری‌ ها و عملکردها شامل مراکز داده سازمانی و فرا سازمانی، نرم ‌افزارهای کاربردی، مدل‌های کسب و کار و الگوهایی است که به سازمان‌ها کمک می‌کنند تا داده و اطلاعات پراکنده و به هم ریخته موجود در سازمان و فراگرد آن را به اطلاعاتی دسترس پذیر، قابل فهم، تبادل پذیر وکارگشا برای تصمیم‌سازی‌ در سطوح مختلف سازمان تبدیل کنند. سازمان با استفاده از این مهارتها، کاربردها، فناوری‌ ها و عملکردها قادر خواهد بود وضعیت خود و رقیبان را بررسی و ارزیابی کند. سیستم‌های هوشمندی کسب و کار، امکان استخراج الگوهای عملکردی و رفتاری از داده‌های موجود در مراکز داده را فراهم می‌نمایند. این الگوها در تهیه گزازش به منظور تصمیم سازی راهبردی و برنامه‌ریزی به مدیران کمک می‌نمایند. از جمله کاربردهای سیستم‌های مبتنی بر هوشمندی کسب و کار را می توان استخراج و تحلیل داده ها از منابع متعدد نظیر سیستم‌های برنامه ریزی منابع سازمان، مدیریت ارتباط مشتری، مدیریت زنجیره تامین، چرخه اتوماسیون اداری و اطلاعات بازار کسب و کار به منظور شناسایی الگوها و تشخیص مسائل عنوان نمود. برای مثال می توان گفت موفقیت در برنامه ریزی منابع سازمان منوط به تشخیص روند کسب و کار و چرخه امور درون سازمان و استخراج تحلیل‌های آماری از اطلاعات جمع‌آوری شده است و همچنین می توان گفت در مدیریت زنجیره‌ تامین حصول موفقیت، منوط به داشتن تحلیل‌های آماری از وضعیت تامین کنند گان می باشد. در ضمن می توان به Analytical CRM در بحث مدیریت ارتباط مشتریان اشاره نمود. با داغتر شدن موضوع هوشمندی کسب و کار ابرازهای مدیریت پایگاه داده و ایزارهای گزارشگیری آماری مطرح به سمت فناوری داده کاوی نوین گرایش پیدا کرده اند. آنها غالباً متکی بر نرم‌افزار مدیریت پایگاه داده DBMS)) و به ابزار مکملی جهت تحلیل و الگو یابی مجهز شده اند. این سیستم‌ها دسترسی به حجم عظیمی از داده‌ها بصورت متراکم، فیلتر شده و طبقه‌بندی شده را فراهم می‌سازند این داده‌ها برخلاف محتویات پایگاه داده، پردازش شده و به اطلاعات تبدیل می شوند. به‌همین دلیل فرآیند تصمیم‌سازی براساس این اطلاعات آسان‌تر و امکانپذیر است. سیستم‌های مبتنی بر هوشمندی کسب و کار قادرند بصورت پویا داده‌ها را در قالب‌ها و صورت‌های اطلاعاتی متراکم و یکپارچه از قبیل جداول، نمودارهای متنوع، گزارش کنند. از این رو تحلیل‌گران می توانند تفسیر روشنی از آن‌ها ارائه کنند؛ تا مدیران در روند تصمیم ‌سازی از اطلاعات و دانش حاصله بهره مند شوند. سازمان باید رفتارها و فعالیت‌های خویش را شناسایی کرده و رابطه‌ بین آن‌ها و اهداف و برنامه‌های سازمان را در شرایط واقعی‌ یعنی در ارتباط با مشتریان، فرآیندهای درونی سازمان و فعالیت‌ شرکت‌های رقیب تعیین و تحلیل کند. 
    ● اهداف اصلی هوشمندی کسب و کار 
    ۱) تشخیص نیازهای اطلاعاتی ضروری و حساس سازمان
    ۲) تشخیص سیگنال‌های محیط کسب‌ و کار
    ۳) جمع‌آوری و بهینه‌ سازی داده‌ و ااطلاعاتیی که از منبابع بیرونی
    ۴) استفاده بهینه از اطلاعات و دانش پرسنل سازمان 
    ۵) دسته بندی و تحلیل حجم عظیمی از داده ها و اطلاعاتی
    ۶) اصلاح و بهینه سازی ابزارهای سیستم‌های اطلاعاتی و محاسباتی 
    ۷) استفاده درست و به جا از داده‌ها و اطلاعات سازمان
    ● نتایج فنی سیستمهای هوشمندی کسب و کار
    ۱) پرس و جو و گزارش گیری: اغلب سیستمهای هوشمندی کسب و کار، تحلیل‌های Slice & Dice (شکستن اطلاعات به قطعات کوچکتر برای بررسی آنها از دیدگاه های مختلف برای فهم بهتر آنها) بر روی اطلاعات موجود در پایگاه داده انجام می دهند.
    ۲) داده کاوی: ابزارهای تحلیل (On-Line Analytical Processing) OLAP و داده کاوی امکان تحلیلهای پیشگویانه و چند بعدی را فراهم می آورند. 
    ۳) مدیریت فرایندهای کسب و کار: شامل مدیریت فرایندهای برنامه ریزی جامع، مالی، سازمانی، خدمات مشتری و زنجیره تامین است .(Business Process Management)
    ۴) ارائه اطلاعات: نمایش نتایج جستجو ها و گزارش‌ها میتواند از طریق برنامه های کاربردی اختصاصی، داشبوردها (برنامه های کاربردی که اطلاعات را از مولفه های مختلف بصورت یکپارچه و واحد نمایش می‌دهند)، اینترانت و اینترنت ممکن گردد.
    ● تحلیل مزیتها و معایب رقبا
    هدف از تحلیل رقبا، بررسی نقاط قوت و ضعف رقبا در بازار، بررسی راهبردهای آنها و موانع موجود برای رقابت است. برای بدست آوردن یک برتری و به روز کردن هوشمندی رقابتی، شرکتها قبل از هر توسعه خدمت و محصولی باید راهبرد ها، میزان فروش، امور مالی، توسعه و تحقیق، تولید، خرید، بازاریابی و غیره خود، شرکت های همکار و رقبا را بررسی کنند. این اطلاعات اغلب در سیستمهای کاربردی، روزنامه ها، گزارش سالیانه، مطالب و یافته های علمی، دستاوردهای جدید فناوری وجود دارند. این اطلاعات به دو نوع کیفی (مبتنی بر تحلیل و اظهار نظر) و حقیقی (آمار و ارقامی که در منابع اطلاعاتی موثق) دسته بندی میشوند. 
    ● انبوه داده ها و اطلاعات
    هر روزه بیش از صد میلیون صفحه حاوی داده و اطلاعات به شبکه اینترنت اضافه میشود. واحدهای سازمانی مانند واحد تحقیق و توسعه، مالی، اداری و تولید تیمی متشکل از چند نفر شروع به جمع آوری و نگهداری اطلاعات میکنند و اغلب اطلاعات یکسان با اسامی متعدد با دوباره کاری بایگانی می شوند. امروزه عامل زمان و سرعت العمل برای موفقیت و بقای کسب و کار تعیین کنند است؛ سازمانها با بهره مندی از ابزارهای اطلاعاتی، اطلاعات مورد نظر را به سرعت از منابع استخراج می کنند. و بنا بر پیشرفت روز افزون فناوری، این سیستمها هزینه کمی دارند. از جمله دلایل علاقمندی سازمانها به این سیستمها عبارتنداز:
    ۱) رقابتی شدن بازار و افزایش نواوریها و ابتکارات
    ۲) کاهش هزینه های مرتبط با دسترسی به اطلاعات مربوط به کسب و کار 
    ۳) محدودیت زمانی برای بدست آوری این اطلاعات رقابتی برای سازمانها
    ۴) مواجه شرکتها با کمبود نیروی بسیار ماهر و مجرب بدلیل رقابت تنگاتنگ 
    ۵) افزایش پیچیدگی مدیریت حتی برای شرکتهای کوچک که بصورت بین المللی کار میکنند.
    ● فرآیند هوشمندی کسب و کار در سازمان‌ها و شرکت‌ها
    فرآیند هوشمندی کسب و کار، فرآیندی پویا و تعاملی است. این فرآیند معمولاً با یک سوال شروع شده و متناوباً پاسخ‌های سئوالات در یک حلقه تکرار فراهم می‌شود. این پاسخ‌ها امکان تصمیمی سازی برای اخد تصمیم‌ برای مدیران را فراهم می‌آو رد. 
    ▪ برنامه‌ریزی و سازماندهی: مرحله برنامه‌ریزی و هدایت در ابتدا و انتهای فرآیند هوشمندی کسب و کار بکار بسته می شود. ابتدا، متعاقب درخواست‌ مدیریت ارشد قاعده مند نمودن سئوالات، برنامه‌ریزی برای پاسخ به سئوالات آغاز می شود.
    ▪ جمع آوری اطلاعات از منابع: منابع زیادی برای کسب اطلاعات در سازمان وجود دارند. با علم به اینکه اطلاعات، آگاهی و هوشمندی نیستند؛ می توان گفت اطلاعات بعد از تحلیل و پردازش به هوش و دانش تبدیل میشوند. در این مرحله اطلاعات از کلیه پایگاه‌های اطلاعاتی و منابع اطلاعاتی (مراکز داده) جمع‌آوری، پردازش و پالایش شده، بعنوان منابع لازمه مورد تحقیق و بررسی قرار میگیرند تا آگاهی و دانش لازم و مناسب برای سوالات و خواسته ها حاصل شود.
    ▪ پردازش داده ها: در این مرحله داده‌های جمع‌آوری شده مجتمع شده، روابط بین آنها شناسایی و تحلیل می گردد. نتیجه این مرحله میتواند منجر به ایجاد پایگاه اطلاعاتی یا افزودن داده ها به پایگاه داده فعلی و یا نمودارها باشد. این مرحله را به اصطلاح مرحله استخراج، دگرگونی و بارگذاری می نامند.
    • تجزیه و تحلیل اطلاعات: در این مرحله با استفاده از فناوری پیشرفته از اطلاعات مجتمع شده، هوشمندی مورد نظر حاصل می‌گردد. سیستم در انتهای این مرحله پاسخ هوشمندانه‌ای به سئوالات مدیران ارائه می کند. تیم بررسی کننده از ابزارهای کاوش اطلاعات برای دسته بندی و تحلیل آنها استفاده کرده، آگاهی و دانش و به همراه آن هوشمندی را فراهم میکند. نتیجه این کار جواب سوالات مورد نظر است که در قالب ارائه گزارشات، جداول و نمودارها منتشر شده، امکان تغییر سئوال و یا بررسی موضوع از زوایای دیگر منجر به تکرار چرخه فرآیند فوق خواهد گرددید. در این قسمت سوالات جانبی دیگری نیز ممکن است ایجاد شده، که برای حل و رسیدن به جواب، به مرحله ابتدایی ارسال میشود.
    ▪ دسته بندی و نشر: ابزارهای گزارش‌گیری در سطح عملیاتی از کارآیی لازم برای مدیران برخوردار نیستند؛ و مدیران استفاده مؤثری از آنها ندارند. استقرار سکوی هوشمند کسب و کار در سازمان‌ و استفاده از راهکاری مناسب، ضروری می نماید. سازمان‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای مبتنی بر هوشمندی کسب و کار می‌توانند اثربخشی استفاده از ساختارهای اطلاعاتی موجود را در راستای اهداف سازمان افزایش دهند؛ تااطلاعات از حالت عملیاتی و محدود به استفاده در لایه‌های اجرایی سازمان به آگاهی و دانش قابل استفاده جهت مدیریت سازمان توسعه یابند. این ابزارها می‌توانند برای کلیه اطلاعات و داده‌های تولید شده در سازمان مورد بهره‌برداری قرار گیرند.
    ● هوشمندی کسب و کار ۲.۰
    هوشمندی کسب و کار ۲.۰، نوع جدیدی از سیستمهای هوشمندی کسب و کار است؛ که به جای واکنش به پیش بینی وقایع می پردازد. هوشمندی کسب و کار ۱.۰ به تحلیل اطلاعات حاصل شده از وقایع به منظور افزایش فرصت تصمیم سازی در سازمان به کار می رود؛ در حالی که هوشمندی کسب و کار ۲.۰ به تصمیم گیری قبل از واقعه از روی نبض سازمان و محیط رقابتی کسب و کار می پردازد. این تغییرات در طی تعمیم پذیری معماری خدمتگرا برای قابلتی جهت انعطاف و انطباق بین میان افزارها حاصل شده است. همچنین هوشمندی کسب و کار ۲.۰ استانداردهایی برای مبادله داده از قبیل XBRL (زبان گزارشگیری کسب و کار قابل تعمیم) را به کار می گیرد؛ که امکان استفاده از داده های خارج از سازمان، مانند محک انواع اطلاعات را فراهم می آورد. هوشمندی کسب و کار ۱.۰ تحلیل و پشتیبانی از تصمیم گیری پیش ساخته را عهده بودهع در حالی که هوشمندی کسب و کار ۲.۰ به طور پیوسته انعطاف و انطباق هوشمندی را محاسبه و فراهم می کند. هوشمندی کسب و کار ۱.۰ چرخه ای بسته است (ورودی از بیرون ندارد و دلیل آن این است که بعد از حوادث اتفاق می افتد) در حالی که هوشمندی کسب و کار ۲.۰ چرخه ای باز است (تحلیل ورودی را در لحظه ورود در زمان اتفاق، در سیستم به عهده دارد). در واقع هوشمندی کسب و کار ۲.۰ تجریدی از سطح بالاتر یعنی مدل داده ای مفهومی را بدون نیاز به دانستن ساختار داده یا فرمهای متعارف به کار می برد. جستجو ها و پرسشهای جهتدار بر اساس معنا و ارتباطات بین اشیا و اجازه مخصوص به هر شخص یا خدمت برای رسیدن به نتیجه بدون معاونت اطلاعات ساخت- یافته ( مثل پایگاه داده رابطه ای ) یا اطلاعات بدون ساختار صورت می پذیرد. این موضوع ارداک مستقیمی از مدل های داده برای افراد را فراهم آورده که بدلیل تداعی سطح جدیدی از تشریک مساعی یکی از مباحث ارزشمند اصلی کسب و کار نوین به نظر می رسد.
    ● نتیجه گیری 
    به نظر می رسد اوضاع کسب و کار و حتی مفاهیم به سرعت در حال تغییر می باشند و مدیران ارشد سازمان¬ها به روشها و ابزاری نیاز دارند که نبض این تغییرات را درک کرده، در تصمیم گیری راهنمای آنها باشد. در اغلب سازمان¬ها درگیری در امور روزه مره دیگر فرصتی برای تجریه و تحلیل اوضاع نمی دهد. به همین دلیل مدیران ارشد سازمانها از اوضاع و احوال غافل شده، آینده نگری را به فراموشی می سپارند. مدیران با اتکا به هوشمندی کسب و کار، نبض امور کسب و کار شرکت را به همراه اوضاع و احوال رقابت در دست می گیرند و با بهره مندی از گزارشات بروز می توانند فرصتهای بیشتری برای واکنش در برابر شرایط حاصل از تغییرات سریع بازار داشته و سازمان خود را در شرایط بحرانی جاری رهبری کرده آن را به سر منزل هدف رهنمون کنند. هوشمندی کسب و کار نیز مانند سایر ابزارهای مدیریتی در صورت توجه و حمایت مدیریت ارشد سازمان می تواند شرکت را در حصول موفقیت سازمانی یاری برساند و در غیر اینصورت آن نیز مانند بسیاری از پارادیمها و رویه های متعدد سازمانی بجز صرف وقت با ارزش مدیریت ارشد سازمان و کارمندان حاصلی در بر نخواهد داشت. هوشمندی کسب و کار را گاهاٌ به نام های دیگری چون هوش تجاری نیز عنوان می کنند. در شرایط کنونی که به سرعت شرایط تجاری و اقتصادی تغییر می کند بکار بستن هوشمندی کسب وکار می تواند چتری برای مصون ماندن سازمان در کوران‌های اقتصادی باشد.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 28 مرداد 1394 10:24 ق.ظ
    ارسال دیدگاه